و من از افرادى كه از چگونگى حال او اطلاع داشتند علت عاق بودن او را جويا شدم ، اظهار داشتند : معزّ الدّين براثر فهم و علم و كمالى كه داشت به خود مىباليد و براى پدرش ارزشى قائل نبود و هم سبب ديگرى براى بىمهرى او نسبت به فرزندش نقل كردهاند .
از تأليفات سيد ميرزا حاشيهاى است بر شرح لمعه . آنچه از اين تعليقه تدوين شده است مربوط به اوائل شرح لمعه و تعداد هزار بيت است و ما بقى آنكه بر اصل شرح مزبور نگاشته شده در حواشى آن باقى است .
ديگر از تأليفات او ، رسالهاى است در تفسير سورة التوحيد ؛ شرح رسالهء هيئت فارسى علامهء قوشچى كه به پارسى شرح كرده و ناتمام مانده است . شرح كافية ابن حاجب كه آن هم پارسى و ناتمام است . ديگر رسالهاى است در تاريخ وفات علما و مشاهير و مدت عمر ايشان كه رسالهء مختصرى است نزديك به دويست بيت ؛ گذشته از اينها ، تحقيقات و تعليقات متفرقه ديگر دارد كه بر حواشى بيشتر كتابها نگاشته و من آنها را در نزد او ديدهام .
از تأليفات فرزندش ، معزّ الدّين تا آنجا كه من اطلاع يافتهام : حاشيهاى است بر حاشيهء قديمه جلاليه كه بر شرح جديد التجريد نگاشته و از قرينه پيداست كه به اتمام نرسيده است . ديگر حاشيهء شرح اشارات . ديگر رساله انموذج العلوم .
شيخ فرات بن ابراهيم كوفى
وى از پيشينيان دانشوران اصحاب و راويان ايشان مىباشد و تفسير او معروف است .
استاد استناد ايده اللّه تعالى در آغاز بحار مىنويسد : كتاب تفسير شيخ فرات بن ابراهيم كوفى در عين حالى كه از اصحاب ما ستايش و نكوهشى نسبت به وى نرسيده است ليكن ازآنجاكه خبرهاى موجود در آن موافق با احاديث معتبرى است كه در اختيار ما درآمده و به خوبى ضبط گرديده است ايجاب مىكند كه ما به مؤلف آن وثوق داشته و نسبت به وى خوشگمان باشيم .