تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
زيادى راه رفتن احساس خستگى نمايد به مجردى كه به ياد محبوب‌ترين افراد بيفتد خستگى از پاى او بر طرف مىشود . و كثير عزت سرايندهء بنام عرب هم گفته است :
اذا مذلت رجلى ذكرت ابن مصعب * فان قلت عبد اللّه ، أجلى فتورها
- هرگاه پايم اظهار خستگى نمايد به مجردى كه به ياد عبد اللّه بن مصعب مىافتم ، خستگى و فتور آن را از خاطر مىبرم . شيخ اجلّ رضى الدّين عميد الرؤسا بن ايوب ( اطال اللّه بقائه ) به من گفت : معمول عرب آن است كه هرگاه يكى از دو نفر دوست ، جامه ديگرى را پاره كند ، براى هميشه با يكديگر دوست شده و ابراز دشمنى نمىنمايد ؛ سپس براى شاهد بيان خود ، شعرى از سحلم بندهء بنى خشخاش اسدى ايراد كرد « * » .
هامش
( * ) سيد فخار تنها راوى اشعار و پاره‌اى از كلمات نبوده بلكه چنان‌كه پيش از اين نوشتيم خود هم شاعر زبردستى بوده است در بحار ، ج 107 ، ص 19 نوشته است سه بيت زير را شهيد اول خود به سيد فخار نسبت داده است :ساغسل اشعارى الحسان و اهجر * القوافى و اقلى ما حييت القوافيا و الوى عن الآداب عنفى و اعتذر * لها بعد حبّى جانب القوم قاليا فانى ارى الآداب يا ام مالك * تزيد الفتى مما يروم تنائيادر فوائد الرضوية ، ج 1 ، ص 347 مىنويسد : سيد فخار اين دو شعر را در سوگ پدرش معدّ گفته است :ابا جعفر اما ثويت فقد ثوى * بمثواك علم الدّين و الحزم و الفهم سيبكيك حل المشكل الصعب حلّه * بشجو و يبكيك البلاغة و العلماز اشعار او ابياتى است خطاب به فخر الدّين احمد پسر وزير قمى كه درخواست كرده از مالياتى كه به او تعلق گرفته بكاهد .انى امت بما بين الوصى ابى * و بين والدك المقداد فى النسب ولى اواصر اخرى هنّ معرفتى * بالفقه و النحو و التاريخ و الادب ولى خراج ثقيل لا اقوم به * الا بعيد مشقات تبرّج بى كن شافعى عند مولانا ابيك اكن * لك الشفيع غدا فى الحشر عند ابى