اوامر و نواهى الهى را به شما فرادهيم و براى تبليغ اوامر و نواهى او شخصى را تعيين كنيم اينك مولى الموالى مفخر الصلحاء و المعالى مولى مجد الدّين على مكى را براى تبليغ اوامر و نواهى خدا و رسول برقرار نمودم و او را به شهر آمل و سارى و اطراف آنها گسيل داشتم . بنابراين آنچه را مىگويد بپذيريد و وجود او را به فرمان من عزيز بداريد چنانكه خداى تعالى فرموده است :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 1 » .
در پايان امضا فرموده و نوشته است : كتبه دهم شوال سال 136 ه . ق .
مؤلف گويد : به نظر مىآيد اين روايت درست نباشد زيرا سبك اين توقيع با سبك روايات ائمه عليهم السّلام و كلمات ايشان موافقت ندارد . چه آنكه در كتاب مورد اعتماد چنين مدائحى در عصر ائمه در شأن اصحاب و راويانشان سابقه نداشته ويژه لفظ مولى در آن روزگار از ائمه طاهرين دربارهء اصحابشان صادر نشده است و اين كلمه سالها پس از روزگار غيبت در ميان اعلام عجم شهرت يافته است .
و ما نام او را در اين كتاب كه ويژه اعلام پس از غيبت حضرت بقية اللّه است ازآنجهت آورديم ، كه چگونگى حال او را در كتابهاى رجال به دست نياورده ، شايد از اين راه به تحقيق احوال او دست پيدا كنيم و خدا از حقيقت احوال همگان باخبر است .
شيخ جليل زين الدّين على معروف به منشار عاملى
وى از فضلاى بنام روزگار شاهتهماسب صفوى و پدر همسر شيخ بهائى است ، كتابهاى بسيارى در اختيار داشته كه آنها را از هند آورده و بهطورى كه شنيدم كتابهاى وى چهار هزار مجلد بوده است .
گويند كه بيشتر عمرش را در سرزمينهاى هند سپرى كرد . و پس از رحلت ، كتابهاى او در اختيار يگانه دختر او ، همسر شيخ بهائى درآمد و آن كتابها در بخش كتابهايى بود كه شيخ بهائى آنها را وقف كرد . پس از رحلت شيخ بهائى ، بيشتر آنها به جهاتى چند از جمله بىتوجهى متولى آنها نابود گرديد . و اين دختر معظّمه فاضلى
هامش
( 1 ) - سوره نساء آيه 59 .