مؤلف گويد : از تأليفات او حاشيهاى است بر صحيفهء كاملهء سجاديه و نيز تعليقات زيادى بر بسيارى از كتابها دارد .
و كتاب الدرّ المنثور « * » به بيان حلّ عبارتهاى مشكله و توضيح مسائل دور از ذهن و اخبارى كه نامفهوم بوده پرداخته و در ضمن آن از ديگر علوم متداوله هم بحث كرده و تحقيقات ارزندهاى را در آن ايراد نموده است . و حاشيهء شرح لمعهء وى ويژه مجلد دوم آن شرح بوده كه ايرادهاى وزير ، خليفه سلطان را در حاشيهاى كه بر آن ، مجلد داشته ، مردود ساخته است و متعرض حواشى او كه در مجلد اول آن شرح ، مىباشد نشده . آرى رسالهء منحصرى ، در دفع ايرادهائى كه وى بر مجلد اول داشته است تأليف نموده و تصميم گرفته پس از تأليف رساله مزبور به ايرادهائى كه خليفه سلطان ، بر مجلد ثانى داشته است بپردازد و حاشيه او همان اوقات منتشر شده و گروه بسيارى آن را نسخهبردارى كردهاند ، و نسخهبرداريهاى فراوان ، موجب شده كه تغييرى در مجلد اول آن ندهد ، و انصاف آن است كه از عهدهء ايرادهاى خليفه سلطان برنيامده و پاسخى بسزا نداده است .
و رسالهء ردّ الغناء را به منظور ردّ بر استاد فاضل ، محقق سبزوارى تأليف كرده و قصهء اين دوعالم ، طولانى است « * * » .
شيخ على بن محمّد حرّ عاملى مشغرى
شيخ معاصر ، در امل الآمل مىنويسد : وى جدّ مؤلف اين كتاب امل الآمل است و او دانشورى بافضيلت و پارسائى خوشاخلاق و بزرگوارى عالىمقام و سرايندهاى اديب و منشى بود . مراتب علمى را از شيخ حسن ( صاحب معالم ) و سيد محمد ( صاحب
هامش
( * ) اين كتاب ، در اين زمان در ضمن دو مجلد به طبع رسيده است در آغاز مجلد اول به طريقى از روايت خود اشاره نموده پس از آن به توضيح احاديث و عبارات مشكله پرداخته در مجلد دوم علاوه بر شرح احاديث ، بخشى از رساله بغية المريد عودى را كه در شرح حال شهيد ثانى بوده به اضافه شرح حال صاحب معالم و شيخ محمد عاملى و شيخ زين الدّين عاملى و شرح حال خود بدان افزوده است و همه آن قابل توجه است - م .
( * * ) بخشى از حكايت آنها را روضات الجنات ذيل احوال محقق سبزوارى ايراد كرده است - م .