حضورش بودم و او در آن هنگام بيشتر از بيست سال بود كه به مجاورت مكه مكرمه مفتخر گرديده بود و موقعى كه درگذشت ، چكامهاى طولانى كه هفتاد و شش بيت بود و همگى آنها را در يك روز سروده بودم در سوك او انشا كردم ، آغاز آن چكامه و ابياتى از آن به شرح زير است :
على مثلها شقت حشا و قلوب * اذا شقّقت عند المصاب جيوب
لحا اللّه قلبا لا يذوب لفادح * تكاد له صمّ الصخور تذوب
جرى كلّ دمع يوم ذاك مرخّما * و ضاق فضاء الارض و هو رحيب
على السيّد المولى الجليل المعظّم * النبيل بعيد قد بكى و قريب
خبا نور دين اللّه فارتد ظلمة * اذا اغتاله بعد الطلوع مغيب
فكلّ جليل بعد ذاك محقّر * و كلّ جميل بعد ذاك معيّب
و من ذا يقوم الليل للّه داعيا * اذا عزّ داع فى الظلام منيب
و من ذا الذى يستغفر اللّه فى الدجى * و يبكى دما ان فارقته ذنوب
و من يجمع الدنيا مع الدّين و التقى * مع الجاه انّ المكرمات ضروب
لتبك عليه للهداية أعين * و مدمعها منها عليه صبيب
و تبك عليه للتصانيف مقلة * تقاطر منها مهجة و قلوب
و تبك عليه قدّس اللّه روحه * معالم دين فى حشا و لهيب
فضائل تزرى بالفضائل رفعة * فأعلى المعالى من سواه عيوب
- هرگاه گريبانها در هنگام اندوه دريده بشود ، دلها در اندوه او از يكديگر گسيخته مىگردد .
- خدا آرامش ندهد به آن دلى كه از پيشآمد ناراحتكنندهاى كه سنگهاى سخت را آب مىكند و به لرزه درمىآورد ذوب نگردد .
- روز رحلت او اشكها از چشم جارى مىشد و فضاى زمين با فراخى كه داشت بر مردم تنگ شده بود .
- بر نور الدّين كه سيدى بزرگوار و دانشمندى عالىتبار بود دور و نزديك گريست .