حسينى نام مىبرد و نام پدرش را به منظور اختصار از نسب او ساقط مىكند و در آن كتاب از وى كاملا ستايش مىنمايد . همچنين ابن فهد در بحث وظيفه نوروز از كتاب المهذب از وى مطالبى ايراد كرده است و مرقوم داشت : از آنچه دربارهء فضيلت نوروز رسيده است و نظريه ما را در خصوص اهميت نوروز تأييد و تقويت مىكند ، موضوعى است كه آن را مولى سيد مرتضى علامه بهاء الدّين على بن عبد الحميد نسّابه دامت فضائله به اطلاع ما رسانيده است .
مؤلف گويد : ممكن است سيد عبد الحميد جدّ مترجم حاضر ، همان سيد جلال عبد الحميد بن عبد اللّه تقى حسينى نسابه بوده باشد كه سيد شمس الدّين فخار بن معدّ بن فخار موسوى نسابه ، از وى روايت مىكرده است . بنابراين پدران او از فضلا و دانشمندان وقت خود بودهاند .
يادآورى مىشود گروهى از متأخران دانشمندان به مترجم حاضر و آثار او توجه خاصى مبذول داشتهاند از آن جمله امير محمد مؤمن استرآبادى است كه مجاورت بيت اللّه داشته و از معاصران ما بشمار مىآيد . وى در كتاب الرخصة از وى نام مىبرد و به طورى كه به خاطر دارم مطالبى را از خط او يا از كتابش ايراد نموده است .
مترجم حاضر آثارى دارد ؛ از جمله كتاب الغيبه است كه آن را استاد استناد در مزار بحار و شيخ معاصر در فهرست كتاب الهداة فى النصوص و المعجزات « 1 » از وى دانستهاند آرى استاد استناد در فهرست بحار و همچنين شيخ معاصر در امل الآمل از كتاب مزبور نامى نبردهاند .
استاد استناد در بحار مىگويد : كتاب الانوار المضيئة [ فى الحكم الشرعية المستنبطة من الآيات الالهية . . . همين كتاب را شيخ زين الدّين بن فرّوخ نجفى در رساله ارزندهاى خلاصه كرده است ] و كتاب السلطان المفرّج عن اهل الايمان و كتاب الدر النضيد فى تعازى الامام الشهيد [ در اين كتاب بسيارى اتفاق افتاده است كه مؤلف ، از جدش سيد عبد الحميد روايت كرده ، ليكن معلوم نيست از خود او روايت كرده يا از
هامش
( 1 ) - اثبات الهداة ، ج 1 ، ص 28 .