و از آنجا كه مترجم حاضر در شهرهاى ايران و هند از اهميت ويژهاى برخوردار مىباشد نام او را در اين كتاب آوردهام ، در غير اين صورت بايد از او در رديف سرايندگان ياد مىكرديم و انصاف آن است كه وى ملكالشعرا مىبود و رياست اين گروه را برعهده مىداشت زيرا سرودههايش از لطيفترين و جالبترين اشعار است .
سيّد اجلّ قاضى شاه مظفر الدّين على بن شاه محمود انجوى شيرازى
وى فاضلى دانشور و بزرگوار بود و برادر صدر كبير امير ابو الولى شيرازى انجوى است و برادر فاضل ديگرى هم به نام شاه ابو محمد داشته كه در باب كنى از وى ياد خواهيم كرد و همگى اين برادران از دانشوران روزگار شاهتهماسب صفوى بودهاند .
قاضى مظفر الدّين مترجم حاضر ، از فضلاى دار الملك شيراز بشمار مىآمده است و در روزگار شاهتهماسب منصب شيخ الاسلامى شيراز را عهدهدار گرديده و وكالت املاك شخصى شاه را متعهد مىشد كه پس از چندى به اتفاق شاه محمد خدابنده صفوى از شيراز به قزوين كه در آن هنگام دار السلطنه و پايتخت بوده است رفته و در آنجا به منصب قاضى عسكرى مىپرداخته است .
مؤلف تاريخ عالمآرا مراتب مزبور را متذكر شده و اشاره كرده شاه مظفر الدّين در پيشگاه سلطان محمد صفوى از موقعيت خاصى برخوردار بود و سلطان هم شفقت خاصى نسبت به وى اظهار مىداشت .
رئيس بدر الدّين على بن زرّينكم زينوآبادى
شيخ منتجب الدّين در فهرست مىنويسد : وى صالحى ديندار بود .
هامش
-باز آ كه بىجمال تو آغوش عشرتم * همچون كمان حلقه ز هم وا نمىشوداز رباعيات اوست :آن را كه منزه نبوَد ذات و صفات * از درس كلام و حكمتش نيست نجات
در طبع بدان به جهل برگردد علم * در طينت ما رسم شود آب حيات