است واقع در ميان بغداد و واسط و رود نيل كه يكى از رودهاى چهارگانه است سيحون و جيحون و فرات و نيل باشد .
و نيل نام رنگ مشهورى است ، كه از عصارهء برگ درخت عظلم مىگيرند به اين طريق كه برگ مزبور را در آب گرم ريخته به حال خود مىگذارند . پس از آنكه تهنشين كرد آب را از روى آن برداشته تهمانده را خشك مىكنند و اين همان رنگ نيلى معروف است .
شگفت اينجاست كه براى مترجم حاضر و ديگر دانشورانى كه به نيلى معروفند ، ترجمه و شرح حالى نقل نكردهاند .
در قاموس گويد : نيل به كسر نون رود مصر است و در كوفه نيز نهرى است به نام نيل « * » .
مطرزى در كتاب المغرب گويد : نيل نام رودى است در مصر و همچنين نام رودى است در كوفه .
سيد داماد ( قدس سره ) در حاشيهء كتاب اختيار رجال كشّى مرقوم داشته است : در كوفه نهرى است به نام نيل و اين نهر را به واسطهء آنكه از ميان دهكدهاى به نام نيل مىگذرد نيل گفتهاند .
مؤلف گويد : بنا به تصريح برخى از اعلام و مورّخان ، مترجم حاضر و ديگر دانشورانى كه به نام نيلى شناخته شدهاند ، منتسب به قريهاى هستند به اين نام كه نزديك به كوفه و در اطراف شهر حلّه واقع شده است . بنابراين گمان برخى كه اظهار داشته نيلى منسوب به نيل مصر است ، بىاساس مىباشد .
هامش
( * ) در قاموس مىنويسد : نيل ( رنگ مخصوص ) طبعا سرد است و در آغاز كار از هرگونه ورمى جلوگيرى مىكند و هرگاه به اندازه چهار جو از آن را با آب مخلوط كنند و بياشامند از فشار خون و شدت ورمها مانع مىشود و از شورش عشق پيش از رسوخ در باطن عاشق ، ممانعت مىكند و از كلف و بهق ( سپيدىهائى كه در پوست بدن ظاهر مىگردد ) جلوگيرى مىكند و خون حيض را قطع مىنمايد و از ريزش موى سر جلوگيرى مىكند و از سوزش آتش مىكاهد و يك درهم از آنكه همراه با گلاب آشاميده شود مانع وحشت و اندوه و سنگكوب قلب مىشود - م .