فافرغ الى مدح الامين فانّما * لامانة البلد الامين أمين
و أخيه وارث علمه و وزيره * و نصيره فى الحرب و هى زبون
و بنيه أقمار الهدى لولاهم * لم يعلم المفروض و المسنون
- با فراغت خاطر به ستايش از پيغمبر اكرم ( ص ) اقدام كن . آن پيمبرى كه با صفت امانتدارى الهى ، سرزمين مكه را در امان خود نگهدارى كرد .
- و برادر او وارث و وزير او بود و او را در زدوخوردى كه با دشمنان خود داشت و درحالىكه در دست او خوار و ذليل بودند يارى كرد .
- فرزندان پاكيزهگوهر او ماههاى هدايت هستند كه هرگاه وجود آنها در ميان نبود فرمان واجب و مستحب او شناخته نمىشد .
و باز در چكامهاى گفته است :
و صيرت خير المرسلين وسيلتي * و ألزمت نفسى صمتها و وقارها
و عترته خير الانام و فخرهم * ابت أن يشق العالمون غبارها
- بهترين فرستادگان خويش را وسيلهاى براى من قرار دادى و من بر خويشتن لازم ديدم كه در برابر اين وسيله سكوت كنم و كمال بزرگداشت را مراعات نمايم .
- بازماندگان او كه بهترين مردم و موجب مباهات ايشان هستند به مرتبهاى نايل گرديدهاند كه جهانيان به گرد آنها نمىرسند .
باز فرموده است :
و صيّر وسيلتك المصطفى ال * امين أبا القاسم المؤتمن
و صنو الرسول و من قد علا * على كتفه يوم كسر الوثن
و بضعته و امامى الشهيد * من بعد ذكرى امامى الحسن
و بالعترة الغرّ أرجو النج * اة فحبّهم لى او فى الجنن
- حضرت پيغمبر مصطفى ( ص ) را كه امين خدا و ابو القاسم مؤتمن است وسيله خود قرار بده .
- همچنين داماد آن حضرت را كه در روز فروريختن بتها از خانه كعبه ، بر شانه آن وجود مبارك قدم نهاد .