فرمود : چنين نيست بلكه لكنّ هم از آن حروف و « لكنّ » را بدانها ملحق بساز ، سپس فرمود : « ما احسن هذا النحو الذى نحوت ، چقدر زيباست طريقهاى كه من به وجود آوردم » . از آن به بعد اين علم به نام نحو « 1 » خوانده شد .
گويند : علت اينكه حضرت مولى على عليه السّلام به تدون علم نحو پرداخت آن بود كه شنيد مردى مىگويد : « لا يأكله الا الخاطئين » . كه بايد مىگفته : « الا الخاطئون » . و هم شنيد كه مردى آيهء
« . . . أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ . . . . »
توبه / 3 را به جر « رسوله » قرائت مىكند . به دنبال قرائت مزبور ، از عربى شنيد كه مىگفت : « و انا و اللّه أبرئ ممن برى اللّه منه ، من از كسى كه خدا از او بيزار است متنفرم » . در جواب او گفت :
اشتباه از آنجاست كه رسوله را به جر خوانده است نه به رفع .
گفته شده است دختر ابو الاسود به پدرش گفت : « ما احسن السماء ، چه چيزى در آسمان خوب است » . به طريق استفهام اين جمله را ادا كرد ، پدرش گفت : « نجومها ، ستارگان آن » . دختر گفت : مراد من شگفتى از آسمان بود . در پاسخ گفت : اگر چنين قصدى داشتى بايد مىگفتى : « ما احسن السماء » يعنى با صيغهء تعجب ادا مىكردى ، اينجا بود كه ابو الاسود علم نحو را تدوين كرد ، و اولين قانونى كه تهيه ديد ، باب تعجب بود .
ابو الاسود در سال 69 هجرى براثر طاعون همهگير درگذشت ، و نيز گويند :
ابو الاسود پيش از طاعون و در روزگار خلافت ابو حبيب عبد اللّه بن زبير در سن 85 سالگى درگذشت ، و منسوب به دؤل بن بكر بن كنانه است .
دئل بر وزن فعل ، به ضم فاء و فتح عين ، نام جنبندهاى است . سيبويه گويد : در
هامش
( 1 ) - كلمهء « نحو » علاوه بر اينكه نام اين علم مىباشد داراى معانى چندى است ، از جمله به چند معناى آن در اين دو شعر اشاره شده است .نحوت نحو دارك يا حبيبى * لقيت نحو الف من رقيبى
وجدناهم جياعا نحو كلب * تمنو منك نحو امن شريباين دو شعر با تغيير الفاظ چنين است .قصدت قصد دارك يا حبيبى * لقيت قدر الف من رقيب
وجدناهم جياعا مثل كلب * تمنوا منك قدر امن شريب