سيد ابو البركات على بن حسين حسينى خوزى گفت : حديث كرد مرا شيخ امام عالم اوحد ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى رضى اللّه عنه گفت :
الحمد لله . . .
مؤلف گويد : در بعضى نسخ ديگر همان را كه در بالا نوشتيم و ايراد كرديم متذكر گرديده است ، جز اينكه پس از جمله ( هنگام مجاورتش در آستانه علوى ) بلافاصله مىنويسد : حديث كرد ما را شيخ فقيه عالم ابو الحسن على بن عبد الصمد رضى اللّه عنه در خانهاش در نيشابور در يكى از ماههاى سال 541 هجرى گفت : حديث كرد ما را سيد امام زاهد ابو البركات خوزى رضى اللّه عنه گفت : حديث كرد براى ما شيخ امام عالم اوحد ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى . . .
مؤلف گويد : ظاهرا لفظ « ابو الحسن على بن » از اسناد اول سقط شده است و همچنين واسط ميان ابو الحسن على بن عبد الصمد و ميان صدوق به بند اسقاط گرفتار شده باشد ، زيرا ابو الحسن والد به توسط سيد ابو البركات على بن حسين حسينى خوزى از صدوق روايت مىكرده است چنانچه به اين سقط شده در سند دوّم تصريح كرده است « 1 » و سند دوم نيز از سقط بهرهاى داشته است ، زيرا از ابو الحسن تا ابو الحسن واسطهاى كه وجود داشته سقط شده است .
دليل بر سقطى كه واقع شده و بدان اشاره كرديم آن است كه در آغاز نسخه كهن و امثال آن از ديگر از نسخههاى عيون اخبار الرضا كه در قصبه دهخوارقان تبريز و ديگر از جاها ديدهام چنين آمده است : حديث كرد مرا شيخ جليل با توفيق پدرم ابو الحسن على بن ابى طالب بن محمد بن ابى طالب تميمى مجاور در مشهد مولانا امير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات اللّه عليه گفت : حديث كرد براى من امير سيد اوحد فقيه عالم
هامش
( 1 ) - در آنچه پيش از اين نوشتيم سقطى ديده نمىشود ، مگر آنكه نسخه حاضر تصريح شده باشد .
پس تأييدى كه ذيلا آورده است بىنتيجه خواهد بود . آرى در سند اول از ابو البركات توصيفى نشده و در سند دوم و تأييد آن توصيف شده و در سند اول نام و پدر و نسبش ذكر شده و در سند دوم و تأييد نام و نسب نيامده است - م .