عليهم السّلام و سه بار زيارت عتبات عاليات را نصيبم فرموده است .
حتى بايد بگويم از اوان خردسالى اقدام به سفر كردن نمودهام ، چنانچه در سن پنجسالگى و آنگاه كه دايى بزرگترم وزارت كاشان را عهدهدار بود همراه با جدهام - چرا كه مادرم را در آن هنگام از دست داده بودم - به كاشان رفتم و مدت يك سال يا بيشتر در آنجا ماندگار بودم .
يادآورى مىشود كه بخشى از دوران جوانى و عنفوان شباب را در زادگاه و مأوايم اصفهان به سر بردم . پس از آن سالهاى چندى را در شهر تبريز سپرى كردم و در آنجا با يكى از ثروتمندان خويشاوندم ازدواج كردم و همين ازدواج بود كه گرفتاريها و ناراحتيهاى زيادى براى من بوجود آورد .
پس از اين به معرفى آثارش پرداخته است و مىنويسد : از آثار مؤلف اين كتاب رسالهاى است در وجوب نماز جمعه ؛ اين رساله را در آغاز تكليفش و به منظور ردّ بر رسالهء فاضل قزوينى ( ملا خليل ) تأليف نموده و اضافه كرده كه اين رساله در اولين حج بيت اللّه همراه با كتابها و ديگر از آثارش كه در آن سفر در اختيار داشته مفقود گرديده است . ديگرى شرح فارسى بر شافيهء ابن حاجب است كه ناتمام بوده و همراه با كتابهايى كه از دست داده مفقود گرديده است .
ديگرى شرح بزرگى بر الفيهء ابن مالك نوشته كه ناتمام مانده است . مؤلف در اين شرح در اكثر مسائل با ملا جامى مناقشاتى داشته است كه شرح آن را در همان سفر از دست داده است .
شرح متوسط ديگرى بر الفيه نوشته است ؛ او اين شرح را در اوايل بلوغش تدوين نموده است و اين شرح نيز همراه با ديگر از كتابهايش به انضمام اموالى كه همراه داشته و پارهاى از آثار و تعليقات ديگرش در بازگشت از اولين سفر حجش كه نزديك به صد مجلد از كتاب بوده است از دست داده است .
مؤلف علاوه بر آنچه گذشت حاشيههايى بر شرح مختصر الاصول و متعلقات آن دارد كه ناتمام مانده است و همچنين حواشى ناتمامى بر تهذيب شيخ طوسى و مختلف علّامه دارد كه برخى از آنها را مستقلا تدوين نموده است و پارهاى از آنها در حواشى
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٢٨٠