او ، به استاد البشر موسوم گرديده ، و اين لقب از آغاز شروع به شهرت ، تا نزديك به اواسط موقعيت او بوده است « 1 » .
محقق خوانسارى ، مطالب عقلى را ، از مير ابو القاسم فندرسكى و ديگران فراگرفته است ، و مطالب نقلى را از ملا محمّد تقى مجلسى و ديگران آموخته است .
محقق خوانسارى ، در منشآت مهارت داشت ، و در سرايندگى استاد بود ، و به خوبى از عهدهء هر دو فن به زبان عربى و پارسى برمىآمد ، و نگارشات و سرودههاى او بر زبانها مشهور ، و در مجموعههاى ارباب كمال مسطور است « 2 » .
هامش
( 1 ) - تحديد به اين مدت را مىتوان از نظريهاى كه مؤلف قدّس سرّه در تعريف از شرح دروس محقق خوانسارى نموده ، تأييد كرد ، آنجا مىنويسد :
استاد علامه شيروانى اظهار داشته مطالبى را كه محقق خوانسارى در آغاز كار مرقوم داشته ، به درجاتى برتر از مطالبى است كه اخيرا مرقوم داشته است .
مؤلف گويد : بلكه مىگويم محقق خوانسارى ، نتوانسته پس از آن ، آنچه را كه در اوّل تأليف نموده تأليف بنمايد - م .
( 2 ) - نصرآبادى ، در تذكرهء خود پس از تمجيد بليغى كه از محقق نموده ، چند رباعى ذيل را به وى نسبت داده هرچند ظاهر آن است كه از فرزندش آقا جمال بوده باشد .تا دست به همت رسايى نزنى * بر منت خلق پشت پايى نزنى
چون حلقه مباش در جهان چشم تهى * تا هر ساعت در سرايى نزنى
اى باد صبا طربفزا مىآيى * از طرف كدامين كف پا مىآيى
از كوى كه برخاستهاى راست بگو * اى گرد به چشم آشنا مىآيى
مسواك چه سود زاهد پاك روان * صد ريشه فروبرده طمع در دلوجان
از ذكر ريايى تو هردم تسبيح * دندان ز غصه مىزند بر دندان- م .