Skip to main content

تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي ) — Page 374

Contributors:

P.374
وشقاق پاو ورم كف دليل حرارة غريبه ولرزيدن پا دليل نقرس ومفاصل وورم فوق زانو است وكشيدن موى خود بمنقار ودليل گرم معده وقمل است وگاهيدن بال راست ومنقار دليل ضعف جگر وخارش بيني بحد افراط ودليل آكله وصداى جوف دليل رياح غليظه وميل لطمه ننمودن دليل تخمه وافتادن از نشمين وتشنگى مفرط دليل مونست امراض رأس دله علتيست كه سر را بسيار حركة دهد گاه منكوس كند وكاه مرتفع دارد پس اگر نكو نداشتن سر زيادة برفع باشد وتغيير در چشم بهم نرسد از أصل دماغ خواهد بود والا بمشاركة اعضاى أسفل علاج انچه از أصل ودماغ باشد در مواد حاره باب گشنيز وسفيداب تطليه نمايند وسعوذ كنند وتسقيه بگلاب نمايند ودر بارده تسقيه بگلاب كه مرزنجوش در آن خيسانيده باشند بايد گردد وتضيمد بمرزنجوش مطوبخ وآنچه بمشاركة باشد علاج آن عضو كنند مرهقه علتيست كه موى راست ايستد ومخلب كه عبارت از ناخن است كج وسست به حدى گردد كه ضبط طعمه نتواند نمود علاج هر گاه زمستان باشد در پيش آتش والا در آفتاب بدارند ونطول بمطبوخ بابونه وتسقيه به آب نرگس وآب مورد كنند تقليص علتيست از پيش دماغ كه حركة دشوار كند علاج نطول به آب شبت وروغن كنجد وتسقيه بشيرهء نيمگرم ذره كنند وبه دستور آب عناب وبنفشه نيز مفيد است امراض عين عشا شبكور نيست وتصريح نموده اند كه غير انسان وبوزنيه ومرغ وخانگر وكبوتر بايد جمع حيوانات اشيا را در شب به نبيند وعدم ابصار جوارح سبب بخار غليظه است علاج منع لحوماة واقتصار بحبوب وتفطير بگلاب وشكر نمايند وعلاج غشاده وبياض بتقطير زهرها وبشكر مرواريد كنند اتساع ونزول آب علتيست كه در روز ابصار نكنند وعلامتش وسيع شدن مردمكست در روز چه طيور را در صحة بصر سواي شب وبرودة مفرط هوا مردمك وسيع نمىگردد وعلاج تقطير زهرهاست با عسل علاج سيلان رطوبات به تقطير آب مورد كنند وأو هم آب مورد را با توتياى مغسول تجويز كرده وعلاج پلك چشم وبهم آمدن أو بعد از حك آن بشكر طلا بخون با نارس طيور بغايت آزموده است وبه دستور جهة طرفه وأكثر امراض چشم مفيد است جدرى وآن حدوث نقطهاى سرخ مدور است در پلك چشم علاج موضعرا با سير بمالند وبعد از آن خاكستر برگ زيتون بپاشند علاج سلاق كه سرخى پلك با صلاية وپيجوشش بتقطير گلاب وروغن پسته كنند وعلاج جرب كه خشونة وسرخى پلك است بقطور شراب وسفيداب وسماق منقوع در گلاب كنند وعلاج بذله كه غرب پى سيلان است بقطور روغن گلسرخ وشراب بايد گردد ودموع كه كثرة أشك است هر گاه از دود آتش عارض شده باشد بروغن بندشه مخلوط بشير دختران تقطير كنند امراض منسر ومخلب منسر را به فارسي منقار ومخلب را چنگال گويند از جمله امراض آن يكى نقشر است كه عبارت از ريزه شدن وپوست انداختن باشد وعلاج بيعديل تضميد اين دواست نشارهء شاخ بز وترب را در روغن بيد انجير جوشانيده استعمال نمايند وسطبرى منقار وناخن را كه از صدمه وأسباب خارجي بهم رسيده باشد تضميد به آب مورد ولادن نمايند وانچه به سبب انصباب مواد باشد بروغن بادام وتخم كبوتر ومغز پسته تطليه نمايند والتواء كه كجى وپيچيده گيست تضميد بسركه وشب كنند وتطبيق كه بهم آمدن وباز نشدن مخلب ومنسر است مداومته بتضميد روغن كنجد وروغن تازه وسعوط نيز از آن نمايند وطعمه بزردهء تخم مرغ خام بايد كرد وثاليل را كه بتركى زگيل گويند وآن در چنگال وانگشتان حادث مىشود بايند وا مكرر تطليه نمايند كه از مجرباتست أشق مقل از رق مكد 2 جزو نميكوب كرده يك شبانه روز در سركه كبر خيسانيده پس در دهان حل كنند وگل خطمى 2 جزو تخم مرو تخم كتان بنفشه بابونه هر يك يكجزو اضافه نموده استعمال نمايند وعلاج ريش كردن چنگال را بمنقار بخون آوردن موضع اين ناخنان بايد كرد وتضميد بدارچينى وأمثال آن بايد نمود ورايز وتضميد بدارچينى وأمثال آن بايد نمود واو رام حارهء تنازه را تضميد بگل ارمنى وصندل سرخ وكافور وزعفران با سركه كنند وبارده ومزمنه را تطليه بمريم داخليمون ودبق ومويزج با عسل وساير محلات نمايند امراض دهان وزبان وحنجره وآلات تنفس علاج خوثه دهان كه مانع خوردن أطعمه گردد وبهدانه را يا حلبه را در گلاب خيسانيده وتسقيه به آن كنند وگنجشك طعمه دهند وپاشيدن گشينز ونشاسته بسيار مفيد است وتشنج اعصاب حنجره را كه مانع فرو بردن طعمه مىشود تسقيه به آب طبيخ انجير ومويز وتضميد بروغن كردكان كنند وورم كنج دهانرا تسقيه به آب گرم ممزوج بلعاب بزر قطونا وتضميد با نچيز مهرا با قدرى سير نمايند وچون منفجر گردد چرك أو را پاك كرده برگ عناب را مثل غبار سائيده بپاشند وسعال وضيق النفس را علامت تواتر نفس وبازداشتن دهان وضعف حركتست هر گاه اين علت از حرارت باشد باشدة تعب ميل به آب مىكند ونبض سريع وكف پاگرم مىباشد وانچه به سبب بخار دوخان باشد اين اعراض باو نمىباشد وعلاج آن تسقيه بروغن كنجد با قدرى صمغ عربى ولعاب بهدانه وگل ارمنى است وچون با حرارت لاغرى عارض گردد تسقيه بشير الاغ وكثيرا وماء الشعير با قدرى آب كدو بايد كرد وبر روى اسفناج وبرگ وبيد وگشنيز وأمثال آن خوابانيده وداغ طرفين منسر وپيشانى كه بچوب مورد كنند بسيار نافع دانسته‌اند وهر گاه اربرودة باشد علامتش حركة سر وسيلان رطوباة غليظه از دهان است علاج تسقيه بشير الاغ كه قدرى سرگين موش در آن حل كرده باشند بايد كرد وروغن ترب از مجرباتست وحلتيث را بعضي تجويز نموده اند خفقانرا علامة تواتر نفس وصداى منخرين وحركة منتهاى عظم زور قيست كه باندك حركتي اين عوارص محسوس گردد وتسقيه بگلاب وگل مختوم ولعاب تخم ريحان وآب انجير وگل ارمنى كنند وبر روى برگها وعلفهاى سرد بخوابانند وطعمه از زردهء تخم خام وجوجه پر بر نياورده دهند وگرفتگى آواز را بدادن طبيخ انجير زرد وخطمى وزوفا وعسل كنند وخناق ودشوارى نفس رااين دوا بغايت نافعست پوست پخته تخم مرغرا نرم سائيده با مويز جها كرده بدهند وتسقيه باب كلم بوته دار نمايند واگر حرارت غالب باشد تسقيه بروغن بنفشه وگلاب وآب كاسنى وروغن گلسرخ كنند امراض حوصله كه زهرك عبارت از أو است تخمه سبب آن كثرت اكل وطعمهء بيوقت وعدم هضم است علامتش قى كردن وسستى بال وسر وبر خاك غلطيدن وبر نشمين قرارند نداشتن ودهان باز كردن وسيلان رطوبات