دادهاند :
اذا اعسرت لم يعلم شقيقى
و استغنى و يستغنى صديقى
حيائى حافظ لى ماء وجهى
و رفقى فى مطالبتى رفيقى
و لوانى سمحت ببذل وجهى
لكنت الى الغنى سهل الطريق
« طبرى » در سال 214 هجرى در آمل مازندران متولد شده و در آخر روز شنبه و به عبارتى روز يكشنبه مصادف با 26 شوال سال 310 هجرى در بغداد درگذشت و در خانهء خود به خاك سپرده شد .
« خطيب » در [ تاريخ بغداد 2 / 166 ] مىنويسد : گروه بسيارى كه عدد آنها را خدا مىدانست بر جنازه او نماز گزاردند و تا چند ماه مردم شبانهروز بر قبر او اقامه نماز مىكردند و عدهء زيادى از متدينان و ادبا در سوگ او اشعارى گفتند .
« ابو بكر خوارزمى » سرايندهء مشهور خواهرزادهء اوست .
[ تاريخ ادبيات شفق ص 56 ] مىنويسد : تاريخ « طبرى » را « ابو على محمد بلعمى » ، وزير « عبد الملك بن نوح سامانى » ، در حدود 352 هجرى به امر « ابو منصور نوح سامانى » به پارسى ترجمه كرده است .
« مشكل الآثار » تأليف « ابو جعفر احمد بن محمد مصرى حنفى طحاوى » ، مطبعهء مجلس دائرة المعارف نظاميه ، حيدرآباد دكن ، سال 1333 هجرى .
« ابو جعفر احمد بن محمد بن سلامه ازدى طحاوى » از فقهاى حنفى اوائل قرن چهارم هجرى است . [ الكنى و الالقاب 2 / 407 ] : « طحاوى » خواهرزاده « مزنى » نحوى است . در آغاز شافعى مذهب بود و همواره به كتابهاى « ابو حنيفه » اشتغال مىورزيد . در يكى از روزها ، « مزنى » به او گفت : به خدا سوگند ! از مطالعهء كتابهاى « ابو حنيفه » حقيقتى براى تو آشكار نمىشود .