تعالى همان يك روز را آنقدر طولانى مىفرمايد ، تا مردى را از فرزندانم كه هم اسم من است برانگيزد .
« سلمان » پرسيد : مهدى از كداميك از فرزندان شماست ؟ فرمود : از اين فرزندم و دست مبارك را به شانهء امام حسين عليه السلام نواخت .
[ كنوز الحقايق مناوى ص 152 ] رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به امام حسين عليه السلام فرمود : مهدى ( عج ) ، از فرزندان تو است .
[ همان كتاب ص 135 ] به سند خود ، از « على بن هلالى » از پدرش روايت مىكند ، هنگامى كه رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آخرين روزهاى عمر خود را سپرى مىكرد و سرانجام هم درگذشت حضور مباركش شرفياب شدم و اين در حالى بود كه فاطمه عليها السّلام در بالاى سر مبارك نشسته بود . و از اينكه پدر ارجمندش در حال نزع بود بلند مىگريست ، چنان كه صداى گريهاش به گوش رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رسيد .
رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سر برداشت و نگاهى به فاطمه عليها السّلام كرد ( تا آنجا كه فرمود ) اى فاطمه ! به خدايى كه مرا به راستى فرستاده است ، مهدى اين امت ، از نسل حسن و حسين عليهما السّلام است . و فرمود : اگر در دنيا هرج و مرج بوجود بيايد و آتشهاى فتنهگرى از هر سو زبانه بكشد و راهها بسته شود و مردم عليه يكديگر دست چپاول دراز كنند چندان كه كوچك به بزرگ احترام نگذارد و بزرگ به كوچك رحم ننمايد ، در آن هنگام است كه خداى عزّ و جلّ كسى را برمىگمارد كه حصارهاى گمراهى را ويران كند و دلهاى تاريك از دشمنى خدا و رسول و اولياى او را از آلودگى پاك كرده و روشن گرداند . آرى ، او در آخر الزّمان پيكرهء دين را استوار مىدارد ، همانطور كه من در اول بعثت به پايدارى آن همت گماشتم . و زمين را پر از عدل و داد مىكند ، همانگونه كه پر از ظلم و جور شده است .
« حافظ ابو العلاء همدانى » اين حديث را نقل كرده است .
[ ذخائر العقبى ص 136 ] به سند خود ، از « ابو ايوب انصارى » روايت
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 345
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٤٥