باب هشتم رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله حسنين عليهما السّلام را روى دوش مىگرفت و مىفرمود : چه سواران نيكوئى هستيد
[ ذخائر العقبى ص 130 ] از « ابن عباس » روايت مىكند ، در يكى از روزها كه حضور مبارك رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بوديم ، فاطمه عليها السّلام گريه كنان حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رسيد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : پدرت فداى تو باد ، علت گريهات چيست ؟ فاطمه عليها السّلام عرض كرد : حسن و حسين عليهما السّلام از خانه بيرون رفتهاند ، نمىدانم كجا هستند ؟ فرمود : گريه مكن ، آفريدگارشان از من و تو ، نسبت به آنها مهربانتر است . سپس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست به دعا برداشت و گفت :
پروردگارا ! آنها را در حفظ خود قرار بده و از هر گزندى سالم بدار . همزمان « جبرئيل » نازل شد و گفت : يا محمد ! اندوهناك مباش ، آنها در نخلستان « بنى نجار » به خواب رفتهاند و خداى تعالى هم فرشتهاى را نگهبانشان كرده تا ايشان را از هر گزندى حفاظت نمايد ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و اصحاب بسوى نخلستان رفتند و مشاهده كردند كه امام حسن عليه السّلام دست در گردن امام حسين عليه السّلام انداخته