باب دويست و بيستم بهشت على و فاطمه عليها السّلام
[ هيثمى در مجمع 9 / 204 ] از « عبد الله بن مسعود » روايت كرده است كه خطاب به حاضران گفت : به زودى خبرى را كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدهام به اطلاع شما مىرسانم و همواره در صدد آن بودم كه شاهدى براى آن خبر بيابم ولى موفق نشدم . در جنگ تبوك كه افتخار همراهى با آن حضرت را داشتم ، فرمود :
هنگامى كه حق تعالى به من دستور داد تا فاطمه را به همسرى على عليه السّلام درآورم ، به فرمان رفتار كردم . « جبرئيل » گفت : خداى تعالى به مژدگانى اين همسرى ، بهشتى از نى گوهرين آفريده است كه بلافاصله ميان هر دو نى ، گوهرى از ياقوت استوار شده به طلا قرار داده است و سقف آن بهشت را از زبرجد سبز آفريده و در آن بهشت ، طاقهايى از گوهر مزيّن به ياقوتها ايجاد فرموده و در آن بهشت ، اتاقهائى خلق كرده است كه يك خشت آن از طلا ، و خشت ديگرش از نقره ، خشتى از درّ و خشت ديگر آن از ياقوت و خشتى از زبرجد است ! در آن بهشت چشمههايى است كه در اطرافش همچنان مىجوشد و گرداگرد آن نهرهايى جارى است و بر فراز آن نهرها ،