باب صد و نود و هشتم خداى تعالى روح مقدس رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و روح طيّب و طاهر حضرت على عليه السّلام را به مشيّت خود قبض كرد و در قبض روح ايشان حضرت عزرائيل عليه السّلام مداخله نداشت
[ الرياض النضرة 2 / 165 ] از « ابوذر » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : در شب معراج در مسير خود به فرشتهاى رسيدم كه بر كرسى از نور قرار گرفته بود ، يك پاى آن در مشرق و پاى ديگرش در مغرب ، و در برابرش لوحى بود كه پيوسته به آن مىنگريست . تمام دنيا در برابر ديدش قرار داشت و ما سواى حق تعالى در ميان زانوها و دستهاى او قرار داشتند و مشرق و مغرب جهان را تحت اختيار درآورده بود . از « جبرئيل » پرسيدم : اين فرشته كيست ؟ در پاسخ گفت :
« عزرائيل » عليه السّلام است ، اينك پيش خرام و بر او سلام كن ؛ پيش رفتم و سلام كردم .
پاسخ مرا داد و گفت : اى احمد ! برادرت على عليه السّلام چه مىكند ؟ گفتم : آيا پسر عمويم ، على عليه السّلام ، را مىشناسى ؟ در پاسخ گفت : چگونه او را نشناسم حال آنكه خداى تعالى مرا موكَّل داشته تا روح همه آفريدگان را قبض كنم ، به غير از روح