آن موقع صدائى به گوش رسيد : جسد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را برهنه نكنيد ، بلكه بدن حضرتش را از زير همان پيراهن كه بر اندام مباركش پوشيده شده است ، غسل بدهيد ! طبق اين دستور حضرت على عليه السّلام از زير پيراهن ، بدن شريف پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را غسل مىداد و « فضل » پيراهن را بالا مىگرفت و آن مرد انصارى هم آب براى غسل دادن آماده مىكرد . در دست على عليه السّلام پارچهاى بود كه با آن پارچه ، دست مبارك را زير پيراهن رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مىبرد و غسل مىداد .
« طبرانى » اين حديث را در « الاوسط » و « الكبير » نقل كرده است .
مؤلف گويد : حديث مزبور در [ طبقات ابن سعد 2 / قسم 2 / 62 ] با اندك اختلافى ، از « عبد الله بن حارث » نقل شده است و در [ سنن بيهقى 3 / 388 ] مختصرى از حديث مزبور ، از « عبد الله بن حارث » روايت شده است .
« ثعلبى » در [ قصص الانبيا ص 59 ] از « ابن عباس » نقل مىكند كه حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام فرمود : هنگامى كه جسد شريف رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را در جايگاه غسل گذاشتم ، از گوشهء خانه ، صداى هاتفى به گوشم رسيد كه خطاب به من گفت : اى على ! بدن پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله را به مناسبت اينكه پاك و مطهر است ، غسل مده . على عليه السّلام مىفرمايد : از شنيدن اين سخن ، خلجانى در درون من ايجاد شد ، گفتم : واى بر تو ! تو كيستى ؟ همانا خود پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله دستور داده است تا بدن ميت را پيش از دفن ، غسل بدهند و اين روش ، سنت آن حضرت است ، حال چگونه ممكن است ما او را غسل ندهيم ؟ ! در اين انديشه بودم كه صداى هاتف ديگرى به گوشم رسيد كه با فرياد بلند خطاب به من گفت : يا على ! جسد پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله را غسل بده و به حرف هاتف اول توجهى نكن كه او شيطان است و بر محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله ، حسد مىورزد و مىخواهد بدن رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بدون غسل ، به خاك سپرده شود . حضرت على عليه السّلام خطاب به هاتف دومى گفت : خداى تعالى پاداش خير به تو مرحمت فرمايد ، كه مرا از تلبيس ابليس با خبر ساختى . اينك تو كيستى ؟ در پاسخ گفت : من
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 382
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٨٢