فَحَدِّثْ ) * ؟ حضرت على عليه السّلام فرمود : آرى ، اينك مىگويم : معمول من آنست كه هرگاه كسى از من سؤالى نمايد ، پاسخ او را مىدهم ؛ و اگر سؤالى در كار نبود ، خود به سخن گفتن مىپردازم . انبوهى از دانش در درون سينه و سراسر وجودم مانند درياى پهناورى موج مىزند ، اينك هر چه مىخواهيد از من بپرسيد .
[ حلية الاولياء 1 / 65 ] به سند خود ، از « ابو صالح حنفى » از حضرت على عليه السّلام روايت كرد كه فرمود : به عرض رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تقديم داشتم : يا رسول الله ! توصيهاى بفرماييد ؟ فرمود : بگو پروردگارم خداست و در اين رابطه پايدار باش ! در جواب عرض كردم : خدا پروردگار من است ، و توفيقم تنها به خداست ، و توكلَّم به اوست و بازگشتم به اوست . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى ابا الحسن ! علمى كه فراگرفتهاى گواراى تو باد ! آرى ، از سرچشمه دانش سيراب شدهاى و هر گونه عطشى را از خود رفع كردهاى .
مؤلف گويد : « محب طبرى » اين حديث را در [ الرياض النضرة 2 / 221 ] روايت كرده و مىگويد : « ابن بخترى » و « رازى » اين حديث را نقل كردهاند .
[ همان كتاب 7 / 34 ] به سند خود ، از « عطا بن مسلم » روايت مىكند كه از « سفيان » شنيدم ، مىگفت : على عليه السّلام با هيچ فردى محاجه و گفتگو نمىكرد ، مگر اينكه در اقامه حجّت بر او چيره مىشد .
[ طبقات ابن سعد 2 / قسم 2 / 101 ] به سند خود ، از « ابن عباس » روايت مىكند كه هرگاه شخصى مورد وثوق و اطمينان ، فتوائى از حضرت على عليه السّلام نقل مىكرد آن را مىپذيرفتم و در اطراف آن كنجكاوى نمىكردم .
مؤلف گويد : « ابن حجر » حديث مزبور را در [ اصابة 4 / قسم 1 / 270 ] و « ابن عبد البرّ » در [ استيعاب 2 / 462 ] و « ابن اثير » در [ اسد الغابة 4 / 23 ] با اندك اختلاف لفظى ، نقل كردهاند .
[ الرياض النضرة 2 / 194 ] از « ابن عباس » روايت مىكند كه گروهى
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 28
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٨