كه در سفره بود ، به آن يتيم عطا فرمود و آن شب را همگى با آشاميدن آب بسر بردند و فردا را مانند دو روز گذشته ، روزه گرفتند و حضرت فاطمه عليها السّلام به ريسيدن باقيمانده پشمها پرداخت و سومين صاع را آرد كرد و پنج گرده نان براى افطارى تهيه نمود .
حضرت على عليه السّلام پس از برگزارى نماز با رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ، از مسجد مراجعت كرد و در كنار سفره جلوس فرمود . نخستين لقمه را براى تناول آماده كرد و هنوز به دهان مبارك نزديك نكرده بود كه فرياد اسيرى از اسيران مسلمان ، بلند شده « السّلام عليكم اهل بيت محمّد » كافران ما را اسير كردند و به قيد زنجير در آوردند و از هر جهت بر ما سخت گرفتند اينك ، دستم از همه جا كوتاه است و از هر گونه غذائى محرومم . حضرت على عليه السّلام به مجرديكه سخن را شنيد ، لقمهاى را كه در دست داشت به زمين انداخت و خطاب به حضرت زهرا عليها السّلام فرمود :
فاطمة ابنة النّبىّ احمد
بنت نبىّ سيّد مسوّد
هذا اسير جاء ليس يهتد
مكبّل فى قيده المقيّد
يشكو الينا الجوع و التشدّد
من يطعم اليوم يجده فى غد
عند العلىّ الواحد الموحّد
ما يزرع الزّارع يوما يحصد
؛ اى فاطمه ! اى دختر پيغمبر ، احمد ، اى دختر پيغمبرى كه از همه بزرگواران بزرگوارتر است . اينك ، شخصى كه در كنار منزل ما توقف كرده است ، اسيرى است كه راه به جائى ندارد و هنوز از اثر غل و زنجير خاطرههاى ناخوشى دارد . آرى ، او گرسنه مانده است و پيش ما آمده به اين اميد كه او را از گرسنگى و تنگدستى برهانيم و اين حقيقت هم براى ما آشكار است كه هر كسى امروز دست كرم و بخشش بسوى نيازمندى دراز كند و او را از بيچارگى برهاند ، فرداى قيامت از آثار آن بهرهمند خواهد شد .
حضرت زهرا عليها السّلام بلادرنگ به پاسخ حضرت على عليه السّلام پرداخت و گفت :
لم يبق ممّا جاء غير صاع
قد دبّرت كفّى مع الذّراع