تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
گرفته‌اند ، گفتگو نمايم . حضرت على عليه السّلام پيشنهاد مرا پذيرفت ، در اين هنگام بهترين جامه‌هايم را پوشيدم و به ملاقات آنها رفتم . هنگامى كه با آن لباسها مرا مشاهده كردند ، از روى تمسخر ، به من آفرين گفتند و اضافه كردند : اين چه لباسهائى است كه پوشيده‌اى ؟ گفتم : در پوشيدن اين لباسها ، از من عيبجوئى نكنيد ، به ياد دارم در يكى از اوقات ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله جامه‌هاى گرانبها پوشيده بود و جهت تأييد عمل رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اين آيه نازل شد : * ( قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ الله الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِه وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ) * ( سوره اعراف ، آيه 32 ) خوارج پرسيدند : به چه منظورى اينجا آمده‌اى ؟ در پاسخ گفتم : آمده‌ام تا از شما بپرسم ، چرا از على عليه السّلام كه پسرعموى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و داماد اوست ، كناره گرفته‌ايد ؟ با اين كه او نخستين كسى است كه به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گرويده است ، گذشته از اين ، اصحاب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله با او همراه و همرازند . سپس حديث را با تفصيلى كه دارد ايراد كرده و مىنويسد : سرانجام بيست هزار تن از آنان ، از انديشه‌اى كه داشتند اعراض كرده و چهار هزار نفر آنان ، به مخالفتى كه داشتند باقى ماندند كه همگى آنان از پاى در آمدند و كشته شدند . مؤلف گويد : « هيثمى » در [ مجمع الزوائد 6 / 239 ] اين روايت را نقل كرده است و افزوده است : « طبرانى » و « احمد » پاره‌اى از اين حديث را متذكر شده است . سند آن ، مشتمل بر رجال صحيح است . [ الدر المنثور ] در سوره « توبه » ذيل آيه : * ( أَجَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَعِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * « سيوطى » گفته است : « ابو نعيم » در كتاب « فضائل الصحابه » و « ابن عساكر » از « انس » روايت كرده‌اند ، در يكى از روزها ، « عباس » و « شيبه » كه امور خانه كعبه را به عهده داشت ، يكديگر گفتگو مىكردند و بر خود مىباليدند . در اين موقع ، « عباس » به « شيبه » گفت : شرافت و اهميت من از تو بيشتر است ؛ بدليل آنكه من ، عموى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و وصى پدرش