حاصل مىشد ، بدوش مىگرفت و از سويى به سوى ديگر مىبرد و به اندازهاى خاك خندق را بدوش كشيده بود كه گرد و غبار سر و سينهء آن حضرت را آلوده ساخته بود و در همان حال ، رجزى را كه « عبد الله بن رواحه » ، در جنگ مىخوانده ترنّم مىفرمود :
اللَّهم لو لا انت ما اهتدينا
و لا تصدّقنا و لا صلينا
فانزلن سكينة علينا
و ثبّت الاقدام ان لاقينا
انّ الَّذين قد بغوا علينا
و ان ارادوا فتنة ابينا
؛ « پروردگارا ! اگر عنايت تو نبود ، ما از نعمت هدايت برخوردار نمىشديم و تو را به راستى و درستى نمىشناختيم و نماز نمىگزارديم ، اينك ، آرامشى در درون ما ايجاد كن و گامهاى ما را استوار بدار و از لغزش باز دار و ما را از دست ستمكاران نگهدار و ما را از فتنه و فسادى كه ايجاد مىكنند ، كه بر خلاف ميل ماست ، محافظت فرما » .
راوى اظهار داشته است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اين رجز را با صداى بلند ايراد مىفرمود و در ضمن ، مردم را متوجه مىكرد كه مبادا در صدد خلاف كارى بر آيند و يا از كارى كه به عهدهء آنها گذاشته شده است ، خوددارى نمايند .
[ همان كتاب 4 / 298 ] از « انس » روايت كرده است كه در يكى از روزهاى بسيار سرد ، كه مهاجر و انصار سرگرم حفر خندق بودند ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در برابر اصحاب ظاهر شد و فرمود :
اللَّهم انّ العيش عيش الاخرة
فاغفر للانصار و المهاجرة ( 1 )
؛ « پروردگارا ! شادى منحصر به آخرت است . اينك ، مهاجر و انصار را بيامرز و از گناهانشان در گذر » .
هامش
( 1 ) از آنجا كه سرايندگى در خور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نبوده است . بيت مزبور ، شعر اصطلاحى نيست . نثرى است كه به صورت نظم جلوه كرده است . ( مؤلف )