بن سمرة » پرسيدم : آيا با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله همنشين بودهاى ؟ در پاسخ گفت : آرى ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سكوتش طولانى و خندهاش كم بود . اصحاب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گاهى كه حضور مباركش بودند ، شعر مىخواندند و پارهاى از امور خود را يادآورى كرده و مىخنديدند و آن حضرت همچنان ساكت بود و گاهى لبخندى بر لبان مباركش نقش مىبست .
[ تاريخ بغداد 8 / 308 ] از « عكرمه » از « ابن عباس » نقل كرده است ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بزرگوارى خوشرو و اهل شوخى بود .
[ مرقاة المفاتيح 4 / 650 ] از « انس » روايت كرده است كه در يكى از اوقات ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به پيرزن كهنسالى ، فرمود : پيرزنان ، به بهشت نمىروند ! پيرزن گفت : چرا آنها به بهشت نمىروند - و حال آنكه قرآن قرائت مىكنند - رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : مگر اين آيه را تلاوت نكردهاى كه مىفرمايد * ( إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً ) * ؛ ما پيرزنان را آنچنان كه خود مىدانيم ، در روز قيامت زنده مىكنيم و آنها را به شكل دوشيزگان در مىآوريم .
[ مجمع هيثمى 9 / 17 ] از « جابر » نقل كرده است كه هر گاه وحى يا دستور اندرزى از سوى خدا نازل مىشد ، تصوّر مىكردم ، بيم دهنده قوم ( پيامبر ) ، مأمور به عذاب است و هر گاه از حالت وحى بيرون مىآمد ، چهرهء مباركش از همه بشّاشتر مىشد و از همگان بيشتر مىخنديد .
مؤلف گويد : از حقيقت دور است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از ديگران بيشتر بخندد ؛ چنان كه در روايت اخير آمده است ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كمتر خنده مىكرد .
آرى ، با توجه به روايت سوم و چهارم كه مىگويد ، خندهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله لبخند بوده است ، دور نيست كه مضمون روايت « جابر » را به لبخند تعبير كنيم و مراد آن باشد كه آن حضرت ، بسيارى از اوقات لبخند مىزد . بنابر اين ، روايت « جابر » مطابق با روايت دوم است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بيشتر از ديگران لبخند مىزد . اكنون
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 232
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٣٢