براى اينكه شخص شما نشانهء بزرگ هدايت يا بندگان و آرزوى مؤمنانى و خواهشمندم در اين سفر تعجيل مفرمائى كه منهم پس از وصول اين نامه بحضور اقدست خواهم رسيد و السلام .
( 1 ) پس از آنكه نامه را بوسيلهء فرزندان خود بحضور مبارك فرستاد خود پيش عمرو بن سعيد رفته از او درخواست كرد تا امان نامه براى امام حسين ع نوشته و از او خواهش كند از اين سفر منصرف شود او هم نامه نوشته و در آن وعدهء جائزه به حضرت ابا عبد اللَّه داده و اضافه كرد كه هر گاه مراجعه فرمايد از هر جهت در امان باشد و اين نامه را بوسيله برادرش يحيى بن سعيد براى آن حضرت روانه كرد يحيى و عبد اللَّه پس از آنكه فرزندانش را فرستاده بود بحضور حضرت شرفياب شد و نامه عمرو را تقديم كرده و اصرار زيادى كرد كه از اين سفر منصرف شود و مراجعت فرمايد .
حضرت امام حسين ع فرمود من از اين سفر مراجعت نخواهم كرد زيرا پيغمبر اكرم ص را در خواب زيارت كردم به من امر كرد حتما به اين سفر عزيمت كنم و منصرف نشوم . پرسيدند خوابى كه ديدهايد چيست ؟ براى ما بگوئيد فرمود خوابم را براى كسى نقل نخواهم كرد تا با خداى خود ملاقات نمايم كسى اين خواب را از من نخواهد شنيد عبد اللَّه كه مأيوس شد و تيرش بهدف نرسيد بفرزندانش توصيه كرد ملازم ركاب ظفر انتساب آن حضرت بوده و در برابر حضرت با دشمنان جهاد نمايند و خود او به اتفاق يحيى به مكه مراجعت كردند .
حضرت امام حسين ع با سرعت هر چه تمامتر بجانب عراق عزيمت مىفرمود و به هيچ گونه مانعى توجه نمىكرد تا بذات العرق كه ميقات عراقيهاست نزول اجلال فرمود .
هنگامى كه پسر زياد از حركت امام حسين ع بكوفه باخبر شد حصين بن نمير سرلشكر خود را فرمان داد تا بقادسيه رفته و در آنجا آماده كارزار باشد او حسب الامر بدان جا نزول كرده و لشكريان خود را از قادسيه تا خفان و از آنجا به قطقطانه كه زندان نعمان بن منذر در آن محل بوده آراسته كرد و به
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 417
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤١٧