آنان نمودند ، در آن وقت رسول خدا ص لشكر مشركان را ديد كه به طرف او توجه نمودهاند فرمود يا على ع اين مردم را از من دور كن من از جاى برخاسته و تيغ در ميانشان انداخته و از راست و چپ بر آنها حمله ميكردم تا آنها را شكست دادم رسول خدا ص به من فرمود يا على نميشنوى كه در آسمان از جانبازى تو ستايش ميكنند فرشتهايست بنام رضوان ميگويد
لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على
. من از شدت خوشحالى گريستم و خداى متعال را بر اين نعمتى كه به من ارزانى كرده سپاسگزارى نمودم ( 1 ) 7 - حضرت باقر ع فرمود در روز احد فرشتهء در آسمان ندا ميكرد
لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى - الا على .
( 2 ) 8 - ابو رافع از جدش روايت كرده همواره از ياران رسول خدا ص ميشنيديم ميگفتند روز جنگ احد منادى در آسمان ندا ميداد
لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على
« 1 » .
( 3 ) 9 - سعيد بن مسيب به قتاده ميگفت اگر در روز احد بودى ، على ع را ميديدى كه در طرف راست
هامش
( 1 ) ناسخ مينويسد ذو الفقار جزء غنائم بدر و متعلق به عاص بن منبه بود كه پيغمبر آن را به على - بن ابى طالب اعطا فرمود و چون در پشت آن فقرات و برآمدگيهائى مانند استخوان بود آن را ذو الفقار ميخواندند و هم گفتهاند چون امير المؤمنين ، عاص را كشت شمشير او را خود برداشت و آن شمشير پس از شهادت على ع همچنان بميراث در ميان سلسله علوى بود تا به محمد بن عبد اللَّه بن حسن بن على ع رسيد و در جنگ منصور عباسى چون شهادت خويش را نزديك ديد مردى از بنى نجار را كه چهار صد دينار به دو مديون بود بخواند و ذو الفقار را به دو داده گفت اين شمشير را بگير و نگهدار كه هر يك از آل ابى طالب آن را ببيند از تو ميگيرد و حقت را به تو ميدهد و چون جعفر بن سليمان عباسى بولايت مدينه و يمن نامزد شد آن مرد را طلب كرد و چهار صد دينار به دو داد و تيغ را از او گرفت .