تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
( 1 ) خلاصه غزوهء بدر اينست كه مشركان در بدر « 1 » حضور يافته و كوشش ميكردند هر چه بيشتر مسلمانان را بكارزار با خود بخوانند زيرا آنان هم ثروت زيادى در اختيار داشتند و هم جمعيتشان زياد بود و مسلمانان سيصد و سيزده نفر بودند بعدد اصحاب طالوت و هفتاد شتر و دو اسب و هشت شمشير و شش عدد زره داشتند با اين وضع كه خود را در برابر مشركان كه همه گونه اسباب جنگيشان آماده بود حاضر براى كارزار نميشدند آخر الامر چارهء از حضور در ميدان جنگ نداشته و با اين عده اندك در برابر آن همه دشمن صف‌آرائى كردند . قريش آنان را بجنگ ميخواند و همواره سعى داشت همتاى با آنان بمبارزه‌شان بيايد انصار آن روز پيشدستى كردند ليكن پيغمبر ص براى آنكه از انصار شروع بجنگ نشده باشد از آنان جلوگيرى كرده فرمود قريش ميگويد همتاى ما بجنگ ما بيايد به همين مناسبت حضرت امير و حمزه و عبيدة بن حارث را برزم آنان خوانده اين سه دلاور فرمان‌پذير گشته با سرعت تمام خود را حاضر كرده و در برابر دشمن صف كشيدند چون آن روز اين سه نفر روبند پوشيده بودند قريش آنها را نشناختند عتبه گفت خود را معرفى كنيد تا به‌بينيم اگر همتاى ما هستيد با شما بجنگيم . حسب و نسب خود را بيان كردند گفتند آرى همتاى كريم ما هستيد آن وقت آتش جنگ شعله‌ور شده و آغاز كارزار نمودند . ( 2 ) وليد فرزند عتبه و دائى معاويه كه دلاورى بلند قامت و انگشترى از طلا در انگشت داشت با على ع كه نيم متر از او كوتاه‌تر بود روبرو شده شمشير بجانب آن حضرت كشيده على ع چابكى كرده او را مهلت
هامش
( 1 ) نام محلى است ميان مكه و مدينه و هم گفته‌اند نام چاهى بوده در آن سرزمين كه مردى از جهينه بنام بدر آنجا را حفر كرد .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 62 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى