باره شما فرمود انس بن مالك هم كه در روز غدير حضور داشته و اتفاقا آن روز هم در ميان اين عده انصار بود صحت فرموده على را گواهى ننمود على ع به او متوجه شده فرمود اى انس تو چرا شهادت ندادى و گفته مرا تصديق نكردى با اينكه تو هم مانند ديگران فرموده پيغمبر را استماع كرده بودى عرضكرد يا على من اكنون پير شدهام و از چنين سخنى كه مىگوئى و از من گواهى مىطلبى خاطر كردهام .
على ع از سخن آن پير شرير متأثر شده او را نفرين كرد پروردگارا اگر اين بيچاره دروغ مىگويد ويرا به پيسى مبتلا كن كه هيچ گاه عمامه آن را مستور نكند ( پروردگارا ما را به نفرين على و اولاد على عليهم السّلام گرفتار مفرما ) طلحه گفته خدا گواهست پس از اين ، ميان دو چشم او را ديدم كه لكه پيسى فراگرفته بود .
فصل - 82 كورشدن زيد بن ارقم
( 1 ) زيد بن ارقم گويد روزى على ع در مسجد مردم را بگواهى مىخواست كه آيا مردى از شما در هنگامى كه پيغمبر فرمود
من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
حضور داشته بيايد بر صحت آن گواهى دهد دوازده نفر از كسانى كه پيكار بدر را دريافته بودند بگواهى برخاستند شش نفر از طرف راست و شش نفر از طرف چپ و منهم كه از جمله شنوندگان بودم كتمان شهادت كردم همان جا كور شده و از نعمت چشم محروم گرديدم .
راوى گويد نامبرده از اين پيشآمد پشيمان بود و پيوسته از خدا طلب مغفرت مىكرد .