تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
مىشود از آن به گوش ما رسيد . ( 1 ) مرتبه دوم كه پس از رحلت پيغمبر براى آن حضرت رد شمس اتفاق افتاد اين بود وقتى كه در بابل تشريف داشت و مىخواست از فرات عبور كند عدهء بسيارى از يارانش به عبور دادن مركبها و توشه‌ها از آب فرات اشتغال داشتند آن حضرت با گروهى از اصحاب نماز عصر را خواند و مردم هنوز از كار عبور از فرات فارغ نشده بودند كه خورشيد غروب كرد در نتيجه نماز عصر عدهء بسيارى قضا شد و از نماز جماعت با آن حضرت محروم ماندند و در اين خصوص با آن جناب بگفتگو پرداختند . على ع كه اصحاب خود را اين گونه نگران ديد از خداى متعال درخواست كرد تا خورشيد را به محل اول خود برگرداند تا همه اصحاب بتوانند نمازشان را در وقت خود بخوانند خداى متعال دعاى او را اجابت كرد و در افق وقت عصر ظاهر شد و چون مردم از سلام نماز فارغ شدند خورشيد غروب كرد و صداى عجيب هولناكى به گوش رسيد كه مردم ترسيدند و به تسبيح و تهليل و استغفار پرداختند و از خدا سپاسگزارى نمودند كه چنين نعمتى به آنها ارزانى داشت . اينخبر در عالم منتشر شد و همه جا نقل مجالس بود . سيد حميرى در اين باره چنين سروده . چون نماز عصر او قضا شد و آفتاب غروب كرد دوباره به حال اول برگشت و نور او هنگام عصر را نمودار ساخت و سپس چون ستارهء كه سقوط كند غروب نمود و بار ديگر در بابل نيز همين قضيه اتفاق افتاد با اينكه چنين پيش‌آمدى براى هيچ گوينده فصيحى پيش نيامده مگر براى يوشع بن نون و