تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
( 1 ) رسول خدا ص پس از شكست نامبرده چند روزى صبر كرده و عليه آنان دعا ميفرمود سپس على ع را خوانده پرچم پيروزى را بنام او بسته و فرمود او را براى سركوبى دشمن فرستادم تا بدون فرار بر آنان بتازد و سركوبى دهد و دست به آسمان دراز كرد عرضكرد پروردگارا اگر ميدانى رسول توام حقيقت مرا در باره او نگهدارى فرما و او را از شر دشمنان نگهدارى كن و باندازه‌اى كه شايسته بود دعا كرد . على ع بعزيمت دشمن حركت كرد و پيغمبر ص هم براى بدرقهء وى بيرون آمد و تا مسجد احزاب از وى بدرقه كرد . على ع آن روز بر اسب قرمز رنگ دم كوتاهى سوار بود و دو برد يمانى بر گستوان وى قرار داده و نيزهء خطيهء در دست داشت و همان عده‌اى كه با عمر و ابو بكر و عمرو عاص آمده بودند با وى نيز همراه شدند على ع از بيراهه به طرف عراق رهسپار شد باندازه‌اى كه همراهيان خيال كردند على ع آنها را به محل ديگرى هدايت مىكند سپس آن حضرت وارد جاده پستى شده و آمد تا بكنار وادى رسيد على ع شب حركت ميكرد و روزها در مخفيگاه آرام ميگرفت و به همين ترتيب هنگامى كه نزديك وادى رسيد دستور داد دهان اسبها را به‌بندند و آنان را در مكانى متوقف ساخت و فرمود از جاى خود حركت نكنيد آنگاه خود او در برابر لشكريان بگوشهء رفت . عمرو عاص وقتى كه اين عمليات را از على ع مشاهده كرد يقين كرد كه پيروزى نصيب او خواهد شد و همانوقت به ابو بكر گفت من از على ع بهتر از اوضاع اين وادى باخبرم و ميدانم گرگان و درندگان بسيارى در اين محل سكونت دارند كه از مردم بنى سليم زيانشان به حال ما بيشتر است اگر اتفاقا
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 149 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى