تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
( 1 ) عرضكردند شايد ديوانه باشد فرمود فعلا چنين است او را رها كنيد و خود آن حضرت هم از گناهش درگذشت . رسول خدا ص بيست و پنج شبانه روز قلعه خيبر را محاصره كرد و چنانچه نوشتيم پرچمدار خيبر على ع بود و اتفاقا در آن هنگام به درد چشم سختى مبتلا شده بود چنانچه نميتوانست بميدان جنگ حضور پيدا كند . مسلمانان از پشت ديوار و برجهاى قلعه با يهوديان ميجنگيدند روزى درب خيبر گشوده شد و مرحب كه يلى نامدار بود پياده بمبارزه مسلمانان آمد . رسول خدا ص به ابو بكر فرمود پرچم را بگير با عدهء از مهاجران برزم اين يهودى برو او بميدان رفته ليكن كارى از پيش نبرده برگشته همراهيانش را سرزنش ميكرد و همراهيان او را ملامت مىنمودند . فردا پيغمبر اكرم ص عمر را برزم مرحب نامزد كرد او هم مسافتى نپيموده ترس سراپاى او و يارانش را گرفته عرق‌ريزان برگشتند . پيغمبر اكرم فرمود اين پرچم شايان اين مردم نيست على ع را حاضر كنيد عرضكردند به درد چشم مبتلا شده فرمود او را به من نشان دهيد تا مردى را مشاهده كنم كه خدا و رسول را دوست ميدارد و بيايد بدون اينكه فرار كند و پشت بدشمن بدهد حق خود را بگيرد . اصحاب رفته دست او را گرفته حضور پيغمبر ص آورده فرمود از چه چيزى ناراحتى ؟ عرضكرد به درد چشم مبتلا شده‌ام چنانچه جايى را نمىبينم و علاوه بر اين سرم هم درد مىكند . ( 2 ) رسول خدا ص فرمود بنشين و سرت را بر روى زانويم بگذار على ع بدستور عمل كرده رسول خدا ص