يقمؤ فى بيتك : در خانه تو ميخورْد و ميآشاميد .
بذخ : باد غرور و ريا و تكبر .
سكنى عقيراك : در جاى خود بمان ! عقار را نيز از همين رو به اين اسم خواندهاند ؛ زيرا مكانى ثابت دارد . عقر الدار يعنى اصل آن .
فلاتضحى بها : خداوند فرمايد : « انك لاتظمؤ فيها و لاتضحي : در آن جا نه تشنه ميگردى و نه آفتابزده . » [ طه : 119 ] مقصود اين است كه پيش چشم همگان قرار مگير و خودت را در معرض آنان قرار مده . پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) به مردى مُحرم فرمود : به خاطر خدايى كه برايش احرام نمودهاي ، « اضح » يعني : به مكان روباز برو و از جايى كه سقف و پوشش دارد ، خارج شو !
فراطة فى البلاد : حركت و رفت و آمد .
لاترأبه النساء : زنان آن را جمع نميسازند و ترميم نميكنند .
حمادى النساء : كار ستوده از زنان .
غض بالاطراف : در سخن گفتن ، كنارههاى دهان خود را باز نكردن .
قصر الوهاده : ( ج : وهد و وهاد ) . وهاد ، جاى پست و فرورفته است .
ناصة قلوصا : نص يعنى با شدّت كشيدن . از همين باب است ، آن حديث : رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) هنگامى كه فراخى و گشايشى مييافت ، « نص » يعنى شتاب ميكرد . نيز از همين باب است : « نص الحديث » يعنى خبر را به اهلش به سرعت رساند .
منهل : آبشخورگاه .
مهواك : جايى كه در آن فرود ميآيى و قرار ميگيري . خداوند فرمايد : « والنجم اذا هوي : سوگند به اختر چون فرود ميآيد . » [ نجم : 1 ]
سدافته : از سدفه است به معناى شدّت تاريكي .
قاعة الستر : قاعة الدار يعنى صحن خانه .
سدة : در . ( الاختصاص ، مفيد ، 116 )
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٥