تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
« اى پسرم ! امروز از فرمان خدا گريزى نيست ، مگر براى كسى كه او در حقش رحم كند . » « 1 » [ تصوير ]
. . . يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ قالَ سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ . . .
سورهء هود ، آيات : 42 و 43 . « نوح ندا مىكرد اى پسر تو هم بدين كشتى درآى ( كه نجات يا بى ) و با كافران همراه مباش ( كه هلاك خواهى شد ) آن پسر نادان و نااهل پدر را پاسخ داد كه من به زودى بر فراز كوه روم و از خطر هلاكم مگه دارد . . . » بلافاصله موج بين نوح و فرزندش فاصله انداخت و سيل مانع بين آن دو شد و نوح ديگر فرزند خود را نديد . تأثرى شديد و اندوهى فراوان بر نوح غالب گشت . او در اين بحران شديد به درگاه خداى تعالى ، پناه مصيبت‌زدگان و دادرس غم‌ديدگان پناه برد و عرضه داشت : « بار خدايا ! فرزند من از خاندان من است . » « 2 » بدرستى كه وعدهء تو حق است كه مرا و هركه را از اهل من ايمان بياورد نجات بخشى و تو در قضاوت از همه داوران حكيم‌ترى .
هامش
( 1 ) . سورهء هود ، آيه : 43« لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ . . . »( 2 ) . سورهء هود ، آيه : 45« رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي . . . »