تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
اسماعيل به جستجو پرداخت تا اينكه به حجر الاسود برخورد كرد و آن را نزد پدر آورد . ابراهيم روى اين سنگ قرار گرفت و به بناى ساختمان ادامه داد و اسماعيل سنگ به او مىداد و هرگاه قسمتى از خانه به پايان مىرسيد سنگ را به گوشهء ديگر منتقل مىساختند و چون يك طرف ديوار تكميل مىشد به طرف ديگر مىرفتند و بدين‌طريق ، پايگاهى كه خدا براى عبادت مردم در نظر گرفته بود و روح مردم مشتاق و قلوب ملتها ، آرزوى زيارت آن را دارد ، به پايان رسيد . آرى خواهش ابراهيم عليه السّلام از خدا برآورده و دعايش مستجاب شد و خداوند قلوب مردم را متوجه اسماعيل و مادرش ساخت و از طعام مطلوب روزيشان داد ، باشد كه شكرگزارى نمايند « 1 » . و اين‌چنين بود كه جان و دل مردم ، مشتاق زيارت اين خانه گشت .
هامش
( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه : 37« فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ . . . » .