عميق به إسلام كشانيده مىشدند واز سوى ديگر قسمتى از عبارتهاى قرآن داراى قافيههاى شعري بود ، دشمنان إسلام پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله را متهم به شاعرى وجنون كردند كه ( العياذ باللّه ) از روى خواب وخيال وجنون حرف مىزند « 1 » .
آنانكه از رشد فكرى براي مردم وحشت داشتند ،
آنانكه منافع خود را با بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه وآله در خطر مىديدند ،
وآنانكه از شعور مردم به تنگ آمده بودند ، محمد صلّى اللّه عليه وآله را به جنون ، جادو وشعر متهم ساختند ! !
منظور آنان انتقاد از شعر وشاعرى نبود بلكه مىخواستند بگويند محمّد صلّى اللّه عليه وآله با خداى جهان ارتباط ندارد . أو طبع بخصوصى دارد كه به هنگام لزوم مطلبها را مثل شاعران به هم مىبافد ! !
شعر ومحمّد صلّى اللّه عليه وآله
آنجا كه عظمت محمّد صلّى اللّه عليه وآله در معرض خطر قرار گرفته است ،
آنجا كه محمّد صلّى اللّه عليه وآله را متهم به درس خواندن پيش يهود كرده وخطنويسى وآموختن علم را به آنحضرت نسبت مىدهند ،
آنجا كه شاعرى براي محمّد صلّى اللّه عليه وآله معنائى ديگر مىدهد ، خداى عزيز بدفاع صريح از پيامبرش برخاسته مىگويد :
« پيش از نزول قرآن ، نه كتابي خوانده بودى ونه خطّ نوشته بودى كه حالا كجروان به ترديد بيفتند » « 2 » .
« ما به محمّد صلّى اللّه عليه وآله شعر نياموختيم ، سزاوار محمّد صلّى اللّه عليه وآله هم نيست كه با شعر وشاعرى سروكار داشته باشد . محمد صلّى اللّه عليه وآله فقط ذكر وقرآن ناطق است » « 3 » .
هامش
( 1 ) - سوره أنبياء آية 5« . . . بَلْ هُوَ شاعِرٌ . . . »سوره طور آية 30« . . . أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ . . . »( 2 ) - سوره عنكبوت آية 48« . . . وَما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ . . . » .( 3 ) - سوره يس آية 69« وَما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَما يَنْبَغِي لَهُ . . . » .