هرچند كه رفتى ودر آغوش نهاى * باللّه كه يك زمان فراموش نهاى
چون روح تو از حجاب تن يافت خلاص * در ديدهى أهل كشف روپوش نهاى
1855 - جوانمردى كه سواركاران از أو فرار مىكردند ، گويا مىديدند شيرى به آنها حملهور شده است .
1856 - گاهى شير با شكوه خود از كنام دفاع مىكند ودرندگان از هيبت أو از شر ديگران نجات مىيابند .
1857 - محمّد صلّى اللّه عليه وآله نيرومند بود ، سينهاى قوى داشت ، در حمله پيشاهنگ بود ، شير بود چه مورد حمله واقع شود وچه حمله كند .
1858 - جبهه مقدم جنگ بايد بر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله آنگاه كه گردنها برافراشته شده وسر يكديگر را مىشكنند گريه كند .
1859 - براي رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله سواركارانى كه حمله كرده وگرد وخاك همانند ابر پائين به هوا بلند كردهاند بايد گريه كنند .
آن شاه كه أسب چرخ را زين كردى * در عرصه پيادهها به فرزين كردى
مطلق شد واز قيد بدن گشت خلاص * وان رفت كه راه شرع تعيين كردى
افتخار به محمّد صلّى اللّه عليه وآله ، فاطمه عليها السّلام وحسين عليه السّلام 1860 - من به نعمتي كه خدا از طبقهء هفتم آسمان براي من فرستاد ومرا به آن اختصاص داد افتخار مىكنم . ( اسلام ، ذو الفقار يا فاطمه عليها السّلام ومحمّد صلّى اللّه عليه وآله )
1861 - در أطراف ميدان جنگ كسى را همانند من نمىيابى . من در إسلام آوردن از ديگران سبقت دارم ، آنگاه كه طفل وزيبا بودم به إسلام گرويدم .