تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان أمير المؤمنين ( ع ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
گر عقل تو بر نفس مقدم نشود * اسلام تو پيش ما مسلم نشود دندان طمع كه بار حرص است در آن * تا پر نكنى درد سرت كم نشود
سرانجام دنيا 921 - هر جديدى ( خانه ، لباس و . . . ) به كهنه شدن منتهى مىگردد وهر دوستى وارتباطي ( رفاقت ، ازدواج وشراكت ) به جدائى كشانيده مىشود . 922 - كدام اجتماعي به پراكندگى وجدائى منتهى نگرديده ؟ 923 - آيا كدام جمعيتى كه براي وحدت جمع شده‌اند ، اختلاف وشكاف ، آن را پراكنده نساخته است ؟ ! 924 - آيا كدام فردى از چيزى نفع برد كه نفع وى كامل شد وبه مقصود خود رسيد .
هر قصر كه ساختيم ويراني يافت * جمعيت ما زود پريشانى يافت هركس كه نهاد دل بدنياي دنى « 1 » * ناگاه بر أو داغ پشيمانى يافت
925 - راستى كه از روزگار در تعجب هستم كه هميشه طبيعت حوادث واخلاق مردم آن مختلف است ( وشدت احتياج همه جا حكومت مىكند ) 926 - درباره مثل حوادث ومردم دنيا گفته شده براي چشيدن شر آن شنيدن نامش كافى است .
از جور زمانه گشت پرخون دل من * وز دور فلك رنج بود حاصل من
هامش
( 1 ) - دنى بفتح دال ، پست .