هرچند كه ما مقيد آب وگليم * در ديده أهل معرفت جان ودليم
يك گام ز راه شرع بيرون نرويم * در هرچه گمان برد معتدليم
از غضب بپرهيز 892 - با حوادث روزگار بساز ! نسبت به كسى غضب مكن ! فقط هرچه در لوح محفوظ براي تو در نظر گرفته دامنت را مىگيرد ( بشر غير از خواست خدا نمىتواند عليه تو گامى بردارد . )
893 - در سرزمينى كه سود ( مادي ومعنوي ) وجود ندارد نمان زمين وسيع ورزق گسترده است .
تا چند چه مرغ كور خواهى بودن * وابسته به آب شور خواهى بودن
گر عمر چنين مىگذرد پيش از مرگ * در خانهى خود به گور خواهى بودن
خوابى كه بهتر از بيدارى است 894 - كسى كه بيدار بودنش را فرشتگانى كه نامه اعمالش را مىنويسند نمىپسندند خواب براي أو بهتر است .
895 - در حوادث روزگار براي إنسان اندرز است .
با مردم بد حديث حقّ گفته به است * وين گوهر پاك قيمتي سفته به است
ليكن چه رود به خواب غفلت ظالم * بگذارند وبگويند بلا خفته به است