802 - ودر برابر فروش دين خود سرزمين مصر را خريده بود كه اگر پيروز شدند آن را تصرف كند . كسى كه دين خود را به دنيا بفروشد حتما خسارت كرده است .
بيم است كه جيب جان خود چاك كنم * وز دست فلك بر سر خود خاك كنم
چون خصم برابر مىكند آن بهتر * كز لوح زمان نام ونشان پاك كنم
803 - اى كسى كه مىخواهى كينهى خود را نسبت بمن اظهار كنى ، اگر مىخواهى قبر را زيارة كنى ،
804 - ( اگر حقيقتا بفكر قبرى ) وپس از قبر به آتش جهنم مىخواهى برسى ، امروز در بينىات زهر تلخ مىريزم .
805 - اى فرزند عاص فكر نكنى كه من به سختى افتادهام . درباره من از جنگ بدر بپرس ، سپس از جنگ خيبر سؤال كن .
806 - قريش در جنگ بدر قطعهقطعه شدند . آنگاه كه جنگ پيش آمد ،
807 - آتش جنگ را شعلهور مىسازم وقنبر را احضار مىكنم ومىگويم پرچم را جلو بياور واز ترس گامى عقب مگذار .
گر قصد هلاك خود ندارد دشمن * از بهر چه مىكند خصومت با من
هرچند كه زند لاف شجاعت اما * چون تيغ نهم هماندم فكند گردن
808 - نه ترس براي ترسو ونه حيله براي حيلهگر ، از حادثه مىتواند جلوگيرى كند .
809 - زيرا ترس ، خواست خدا را تغيير نمىدهد .
آنگاه كه مرگ سرخ را مجسم ديدم ،