432 - آنگاه كه بفكر حرف باطل افتادى كه بگوئى ، به جاى آن ذكر خدا را بگو .
اى برده به بأم نه فلك توسن « 1 » فكر * وز طبع تو زاده هر نفسي معنى بكر
آن دم كه به بيهوده دلت ميل كند * بايد كه به جاى آن كنى حقّ را ذكر
داستان ليلة الهرّير در جنگ صفّين يك شب حمله شديد شروع شد وبراثر شدت حمله صداهاى سربازان درهم افتاده بود ونمايش صداى سگها را مىداد لذا به ليلة الهرير معروف گرديد .
433 - شب تاريك است وقوچها به يكديگر شاخ مىزنند شيران مىغرند وبجان هم افتادهاند ، فكر نمىكنم بأهم صلح كنند .
434 - شيران بيشهاى كه در بحران نبرد براثر نشاط به غرور افتادهاند ، دستهاى خوابيده وگروهى ديگر به رو افتادهاند .
435 - هركس سر خود را به سلامت ببرد سود كرده است .
شيران دلاورند امشب در جنگ * سررشته فتح ونصرت آرند به چنگ
دارند ز خون دشمنان هردم رنگ * يا ربّ نشود توسن اين طائفه لنگ
رستگارى در سايه ازدواج 436 - مردى كه زن دارد وأو را روى فرش مىخواباند سپس در خواب عميق فرو ميرود رستگار است .
هامش
( 1 ) - توسن : أسب سركش .