همچنين فرموده است :
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 1 »
اين فطرتى است كه خداوند ، انسانها را بر آن آفريده
پس از اطلاع از اين امر ، در اينجا مىگوييم ، براى اقامه وجه حس ، بايد از طريق ترك مفاسد و عمل به مصالح ، نظير رجوع به فطريات پنجگانه و قرائت كتاب نفس ، به ساماندهى و تعديل ان پرداخت . همچنانكه خداوند متعال فرموده است :
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً
« 2 »
( به او مىگوييم ) : كتابت را بخوان ، كافى است كه امروز ، خود حسابگر خويش باشى !
[ فطريات پنجگانه نيز عبارتند از : ]
1 . احترام حاضر ، حتى نسبت به دشمن نيز ، امرى فطرى است ؛ چرا كه انسان براساس فطرت خويش ، حضور بچهاى را نيز لحاظ مىكند كه حتى قبح فعل را درك نمىكند ؛ هرچند صورت ان را حفظ مىكند و قبح ان را در بزرگسالى درك مىنمايد . ازاينرو از آنجايى كه عاصى با عصيان خود نسبت به حضور پروردگار هتاكى كرده است ، پروردگارش در روز قيامت وى را بر اساس فطرتش مؤاخذه مىكند و به وى مىگويد : مگر من حاضر نبودم كه با من مخالفت نمودى يا اينكه حضور حاضر در فطرت تو محترم نبود يا اينكه من از اين حكم فطرى مستثنى بودم ؟ كه همه اين موارد براساس فطرت ممنوع است .
2 . احترام منعم ؛ حتى در حيوانات چموش نيز همينطور است . به طورى كه منعم تو را مؤاخذه مىكند كه : مگر من منعم نبودم ؟ يا احترام منعم واجب نبود ، يا اينكه من از اين قاعده خارج بودم ؟
3 . احترام مقتدر ، فطرى است و اين امرى محسوس است ؛ حتى در
هامش
( 1 ) . روم ( 30 ) : 30 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) : 14 .