همچنين ذهبى از علماى اهل سنت از كتاب الطبقة جلد 14 مىگويد :
الحسكانى القاضى المحدث ابو القاسم عبد الله بن عبد الله بن احمد بن محمد بن احمد بن محمد حسكان القرشى العامرى النيشابورى الحنفى الحاكم معروف به ابن الحذاء شيخى مدقق و متقن و صاحب ذوق تام در علم الحديث بود كه با عنايت وافر و همت كامل در اين فن جدّ و جهد نمود و كتابهايى را تأليف و تدوين كرد .
او از جدّ و همچنين از ابن ابى الحسن علوى و ابى عبد الله حاكم و ابى طاهر بن محمش و . . . حديث نقل مىكرد و پيوسته در حال استماع يا افاضه يا جمع آورى حديث نبوى بود و عمر خويش را در اين راه صرف كرد تا در سال 490 ه . ق به دار باقى شتافت .
انگيزه تأليف كتاب از زبان مؤلف
چنين آوردهاند كه شيخ اجل على بن حمزة بن على رشكى خبر داد ، فرزند مصنّف به نام وهب بن على حسكانى الحذاء نقل كرد :
پدرش حاكم امام ابو القاسم حسكانى ، حكايتى شنيدنى در انگيزهء تأليف اين كتاب ارزشمند را اين چنين بيان كرد و گفت :
بعضى از علماى عوام زده كه رياست بر عوام النّاس را دوست داشتند ، سخنانى طبق مذاق و ميل آنان مىگفتند .
از جمله در روزگار ما در يكى از مجالس پر جمعيت و شلوغ ، يكى از اصحاب ابن كرام كه از اين صنف عالمان بود بر كرسى موعظه نشست و با سخنان وقيعانه در باره علويان ، پيروان خود را گمراه و اغواء مىكرد . و مبالغت چندان نمود ، و سخنان پريشان همى گفت ، و به عيبجويى و مذمت علويان و آباء و اجداد آنان پرداخت .
چون همدلى و همراهى مستمعين و سكوت حاضرين را مشاهده كرد پا را از گليم خويش فراتر نهاده در صدد عيبجويى سر سلسله علويان يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام افتاد و گفت : هيچ مفسّرى را نديدم كه گفته باشد سوره
هَلْ