ابو بكر به طلب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به منزل آن حضرت آمد . امير المؤمنين على عليه السّلام او را از ماجرا با خبر كرد ، ابو بكر به تعقيب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله پرداخت تا به آن حضرت ملحق شد .
قريش تا صبح ، على عليه السّلام را مىديدند و گمان مىكردند پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است امّا صبحگاه با روشنى هوا على عليه السّلام را مشاهده كردند . همگى با عصبانيت پرسيدند محمد صلى اللَّه عليه و آله كجاست ؟
على عليه السّلام گفت : از جايگاه او خبرى ندارم .
گفتند : امر بر ما اشتباه شد . تو را محمد صلى اللَّه عليه و آله پنداشتيم .
در همين شب آيه
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
در بارهء على عليه السّلام نازل شد . « 1 » ( 139 ) سدىّ داستان غار را چنين بيان مىكند :
شبى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله عازم غار بود ، على بن ابى طالب عليه السّلام را در بستر خويش خوابانيد ، و به تنهايى به سوى غار به راه افتاد .
بعد از مدّتى ابو بكر به منزل آن حضرت وارد شد .
على عليه السّلام گفت : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از منزل خارج شده است .
ابو بكر به تعقيب او پرداخت ، تا جايى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از پشت سر ، صدايى شنيد و گمان كرد او از مشركان است .
ابو بكر بلافاصله لب به سخن گشود و خود را معرّفى كرد تا نگرانى آن حضرت بيشتر نشود .
پس هر دو به سوى غار حركت كردند تا اين كه به داخل غار شدند ، از طرف ديگر مشركان قريش كه خانهء مصطفى صلى اللَّه عليه و آله را محاصره كرده بودند ، به طرف بستر آن حضرت رفتند ، على عليه السّلام را در حالى كه لباس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را پوشيده بود در جاى آن حضرت ديدند . ابتدا گمان كردند پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است .
هامش
( 1 ) روايت 138 / شواهد التنزيل مشابه همين روايت است .