رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله مرا احضار كرد و گفت : يا على ! يك صاع طعام و يك ران گوسفند و يك ظرف شير براى پذيرايى مهيا كن و فرزندان عبد المطلب را دعوت نما تا با آنان صحبت كنم و امر خدايم را ابلاغ نمايم .
چون بنى هاشم جمع شدند ، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سخن آغاز كرد گفت : اى بنىّ عبد المطلب ! در ميان عرب بهترين و برترين آيين را برايتان آوردم كه خير دنيا و سعادت آخرت در آن است .
خدايا سبحان مرا امر فرمود تا شما را دعوت به دين و آيين كنم و به سوى او بخوانم .
چه كسى مرا در اين كار پشتيبانى مىكند تا برادر و وصىّ و ولىّ و خليفه من در ميان شما شود ؟
آن جماعت چون سخنان مصطفى صلى اللَّه عليه و آله را شنيدند ، سخنى نگفتند .
من كه در ميان آنان از همه كوچكتر بودم گفتم : يا رسول اللَّه ! من وزير تو در اين كار مىشوم .
آن قوم برخاستند و جماعتى به ابو طالب با حالت استهزا گفتند ؛ اى ابو طالب ! برخيز و از فرزندت على عليه السّلام اطاعت كن .
( 515 ) انس بن مالك نقل كرد . رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله فرمود :
انّ اخى و وزيرى و خليفتى في اهلى و خير من اترك بعدى يقضى دينى و ينجز موعدى على بن ابى طالب عليه السّلام .
اى مردم ! برادر و وزير و جانشين و خليفه و بهترين كسى كه بعد از من ، دينم را ادا كند و وعدههاى مرا وفا نمايد على بن ابى طالب عليه السّلام است .
( 516 ) باز هم از انس بن مالك نقل شده است كه ، رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله فرمود :
« انّ خليلى و وزيرى و خليفتى في اهلى و خير من اترك بعدى ينجز موعدى و يقضى دينى على بن ابى طالب عليه السّلام »
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: روحانى
ص١٨٤