« انا المنذر و علىّ الهادى »
من منذر و انذار دهندهء مردم هستم و على هدايتگر مردم است « 1 » .
( 413 ) عباد بن عبد اللَّه روايت كرده است ، امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود :
اى مؤمنين ! هيچ آيهاى از قرآن شريف نازل نشد مگر اين كه مىدانم ، براى چه كسى و به چه منظورى نازل شده است .
در آن ميان مردى پرسيد : يا على ! چه آيهاى در شأن شما نازل شد ؟
على عليه السّلام فرمود : اگر اين مطلب را سؤال نمىكردى هرگز از خويشتن سخن نمىگفتم .
سپس فرمود : در بيان مسئوليت من آيه
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
نازل شد بدانيد ؛ منذر رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله است و هادى و هدايتگر به قرآن من هستم .
( 414 ) حكيم بن جبير از ابى برزه اسلمى نقل كرده است كه روزى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله آبى براى طهارت و وضو طلب كرد بعد از طهارت ، دست على بن ابى طالب عليه السّلام را كه در كنارش نشسته بود گرفت و بر سينهاش گذاشت و فرمود :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ
سپس همان دست را بر روى سينه على عليه السّلام گذاشت و ادامهء آيه كه
لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
بود قرائت كرد . و فرمود :
« يا على ! انّك منارة الانام و غاية الهدى و امير القرّاء »
. اى على شاهد باش و تو اين گونه هستى كه مىگويم .
( 415 ) عبد اللَّه بن عامر كه از مخالفين على عليه السّلام است چنين نقل مىكند كه زرقاء كوفى بعد از وفات على عليه السّلام از كوفه به شام نزد معاويه رفت .
معاويه پرسيد : نظر تو در باره على بن ابى طالب عليه السّلام چيست ؟
زرقاء اين دو بيت را در بيان عظمت و تمجيد امير المؤمنين على عليه السّلام انشاد كرد و خواند :
هامش
( 1 ) و همچنين روايت 411 و 412 به همين معنى آمده است .