زيرا آنان در مصر و شام زندگى مىكردهاند ، حال آنكه اين گزارش به روشنى نشان مىدهد كه مؤلف در بخشهاى خاورى جهان اسلام ( آذربايجان ، خوارزم ، يا شايد بغداد ) زندگى مىكرده است . « 1 » »
منابع اين سالشمار
اگر نظر دكتر زوسهايم را بپذيريم ، منبع اصلى سالشمار ما زبدة التواريخ خواهد بود ، كه در اواسط سدهء ششم هجرى تأليف شده است . يگانه منبع ديگر ، كه مؤلف از آن سخن گفته ، اثر عماد الدين كاتب اصفهانى است كه وى كمابيش تمامى اطلاعات راجعبه سالهاى 547 - 485 ه ق . را از آن اقتباس كرده است . اين كتاب در تصحيح اين متن كمك زيادى به من كرد . در اينجا مىتوان بسيارى از بخشهاى كاملا همسان هردو كتاب را آورد ، كه به اطناب مملّ مىانجامد و من از آن درمىگذرم .
به گفتهء زوسهايم ، منبع سوم اين سالشمار اثر مفقودشدهاى است در ستايش كرم و باقى خصلتهاى نظام الملك ، و مؤلف اين سالشمار داستان نظام الملك و سائل را - كه تنها اين سالشمار آن را آورده - از آن برگرفته است ؛ اما اين تنها يك حدس است .
رديابى منابع دورهء بين سالهاى 590 - 547 ه ق . دشوار است . در دو مورد ، نويسنده اطلاعات خود را از اقوال شفاهى اخذ كرده است . او روايت پيروزى البارسلان بر رومانوس را هم با نقل قولى از امام مشرّف شيرازى تكميل مىكند . يك نقطهء قوت مهم ديگر اين روايت ، اطلاعات شفاهىاى است كه امين الدين محمد زنجانى ارائه مىدهد .
چند عبارت كوتاه در بخش كهنتر كتاب ما با عبارتهايى در ابن اثير مشترك است . من نمىگويم كه آنها را باهم قياس كنيم ، و اين را كارى نالازم مىدانم ، تنها به اين بسنده مىكنم كه بگويم اين عبارات به منبع مشتركى بين اين سالشمار و ابن اثير اشارت دارد .
ارزش تطبيقى اين كتاب
دكتر زوسهايم مىگويد كه اين كتاب آنقدر كه بايد مطالب جديد و ارزشمند دارد . اهميت آن در اطلاعات مشروحى نهفته است كه دربارهء تأسيس شاهنشاهى سلجوقى ( 430 - 426 ه ق . ) و نيز دربارهء 35 سال پايانى اين سلسله ( 590 - 555 ه ق . ) ارائه مىدهد . اين كتاب بهترين روايت از
هامش
( 1 ) ." Acta orientalia " , III , P . 145 .