يا در خواب بنمودشان .
اما آنك ابراهيم عليه السّلم را در خواب بنمود يكى ذبح اسمعيل عليه السّلم بود چنان كه او را گفت « 1 » : يا بنىّ انّى ارى فى المنام انّى اذبحك فانظر ما ذا ترى ؟ « 2 » گفتا يا پسر مرا اندر خواب نمودند كه ترا بكش . پس اين آن بود كه در خواب بنمودندش . « 3 » اما آنك بدست جبريل عليه السّلم بفرستاد همه صحف بود چنان كه جمعى از علما گفتهاند كه ايزد سبحانه و تعالى مر ابرهيم عليه السّلم را سى صحف فرستاد .
و امّا خواب پيغامبر ما صلوات اللَّه عليه آن بود كه گفت : لقد صدق اللَّه رسوله الرّؤيا بالحقّ لتدخلنّ المسجد الحرام ان شاء اللَّه آمنين محلّقين رؤسكم و مقصّرين . « 4 » و اين بود كه چون پيغامبر ما عليه السّلم اين خواب بديد بدانست كه او بمكّه اندر رود و طواف خانه كند . « 5 » پس چون آن سال حديبيه آنجا رفت و پيغامبر عليه السّلم بمكّه اندر نگذاشتند ، و بحديبيه بسيار كارها ببود . و پيغامبر صلى اللَّه عليه مر عثمان عفّان را رضى اللَّه عنه برسول بمكّه فرستاد ، و اهل مكّه مر عثمان را باز گرفتند ، و خبر بلشگرگاه پيغامبر اوفتاد كه عثمان را بكشتند تا پيغامبر عليه السّلم از ياران بيعت خواست و ياران پيغامبر جمله گرد آمدند و در زير آن درخت بيعت كردند « 6 » و خداى عزّ و جلّ از آن ياران كه آن روز در آن زير درخت با پيغامبر صلوات اللَّه عليه بيعت كردند خشنود گشت چنان كه گفت عزّ و جلّ : لقد رضى اللَّه عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشّجرة
هامش
( 1 ) چنان كه فرا پسر گفت . ( بو . صو )
( 2 ) الصافات 101 .
( 3 ) بكشم . پس يكى اين بود كه بخواب بنمودش . ( بو )
( 4 ) سورة الفتح 27 .
( 5 ) اندر آيد و حج كند و خانه را طواف كند . ( بو )
( 6 ) و ياران با وى زير آن درخت اندر گرد آمدند اندر حديبيه و او را بيعت كردند . ( بو )