Skip to main content

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — Page 371

Contributors:

P.371
وگفت مرا بر سرير خود نشاندى آنگاه شروع كردى در سب علي عليه السلام سوگند با خداى كه اگر در من يك خصلت از خصال علي عليه السلام بود دوستر بود نزد من از هر چه آفتاب بر أو تابيده ، والله هر آينه دامادى پيغمبر ، وداشتن فرزندانى چون فرزندان علي أحب است نزد من از آنچه آفتاب بر أو درخشيده ، والله اگر من چنين بودم كه پيغمبر در روز خيبر در حقم مىفرمود " لأعطين الراية غدا رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله كرارا غير فرار يفتح الله على يديه . . . " محبوب تر بود نزد من از آنچه مهر بر أو تابيده ، والله اگر چنين بود كه رسول خداى در غزاى تبوك در حق من مىفرمود : " الا ترضى أن تكون منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبي بعدى " أحب است نزديك من از هر چه شمس بر أو طلوع كرده ، وسوگند با خداى كه ديگر در خانه تو داخل نشوم تا زنده أم . آنگاه مسعودى رحمه الله مىگويد : ويافته‌ام در وجه ديگرى از روايات وأو در كتاب علي بن محمد بن سليمان نوفلى در اخبار است از ابن عايشه وغير أو كه سعد چون اين سخن بگفت وخواست كه به پا شود معاوية بادي از خود رها كرد براي أو ، وگفت بنشين تا جواب آنچه گفتى بشنوى ، تاكنون نزد من لئيم تر از امروز نبودى پس چرا ياريش نكردى واز بيعت أو تقاعد ورزيدى ، چه اگر من مى شنيدم از پيغمبر آنچه را تو شنيدى هر آينه خادم علي بودم تا زندگى مىنمودم ، پس سعد گفت : والله كه من احقم به موضع تو يعنى خلافت ، معاوية گفت ابا مىكنند بر تو بنو عذره وسعد چنانچه مىگويند فرزند مردى از بنو عذره بود ، قال المسعودي قال النوفلي وفي ذلك يقول السيد إسماعيل بن محمد الحميري : سايل قريشا بها ان كنت ذا عمه * من كان أثبتها في الدين أوتادا من كان اقدمها سلما وأكثرها * علما وأطهرها أهلا وأولادا