Skip to main content

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — Page 188

Contributors:

P.188
كرد أو را آنگاه گفت يا أمير المؤمنين والله نمىخوريم ما طايفه سباع مردى را كه دوست تو باشد ودوست أهل بيت تو باشد وما أهل بيتي هستيم كه نحله وآئين ما محبت بني هاشم وعترت ايشان است . آنگاه أمير المؤمنين فرمود اى شير كجا منزل دارى وكجا هستى ؟ عرض كرد يا أمير المؤمنين من مسلطم بر كلاب أهل شام ، وهمچنين اند ذريه من ، وايشان فريسه مايند ، ومنزل ما در نيل است ، فرمود به چه جهت آمدى به كوفه ؟ عرض كرد يا أمير المؤمنين به حجاز آمدم وچيزى به دستم نيامد وآمدم در اين صحراء وبيابان هائى كه نه آبى دارد ونه چيزى ، وامشب مىروم نزد مردى كه نام أو سنان بن وائل است از آنان كه در صفين فرار كرده اند منزل در قادسيه دارد ، وأو رزق من است امشب همانا أو از أهل شام است ، واكنون من متوجه اويم پس برخواست پيش روى آن جناب آنگاه با منقض فرمود از چه تعجب كردى اين عجب است يا شمس ، يا عين ، يا كوكب ، يا غير اينها ؟ . . شايد اشاره به رد شمس ، وبرداشتن سنگ از چشمه ، ونزول كوكب در خانه آن جناب باشد ، ومىشود اشاره باشد به مكالمه آن جناب با اين سه بر وجهي كه مخاطب بداند ، چه در أول حديث بود كه أو از خواص آن حضرت است - بالجملة فرمود : سوگند به كسى كه دانه را شكافت وانسان را آفريد اگر بخواهم بنمايانم بر مردم از آنچه رسول خداى مرا تعليم كرده از آيات وعجايب هر آينه برمىگشتند به كفر آنگاه رجوع فرمود به مستقر خود ، ومرا متوجه قادسيه داشت ، من سوار شدم ورسيدم به قادسيه قبل از اذان صبح ، وشنيدم كه مردم مىگفتند سنان را شير در ربود ، ومن با آنها كه براي نظر كردن بسوى أو رفته بودند رفتم ، جز سر وبعض أعضاء أو را مثل طرف أصابع أو شير باقي نگذاشته بود ، وباقي را بلع كرده بود ، پس سر أو را بكوفه آوردند به حضرت أمير المؤمنين عليه السلام ، وآن جناب